پیام ویژه - خبرآنلاین / پیشبینی میشود این نامه که ارزش آن حدود ۴ هزار پوند برآورد شده، در حراج به فروش برسد... «وقتی برای نخستین بار این نامه را دیدم، مو به تنم سیخ شد.
نقاشیهایی که ملکه الیزابت دوم در دوران کودکی کشیده بود، از زیر یک تخت پیدا شدند، این نقاشیها چند روز دیگر[۸ اسفند] به حراج گذاشته میشوند. این آثار هنری که زینتبخش یادداشتی دستنویس خطاب به بئاتریس استیلمن، سرپیشخدمت زن ارشد در رویال لاجِ ویندزور است، شامل نقاشیهایی از سگها، اسبها و کودکان میشود. شاهزاده جوان که آن زمان حدود ۱۰ سال داشت، در این نامه در حالی که در تعطیلات در پرا سَندزِ کورنوال به سر میبرد، احوالپرسی میکند و میپرسد که «آیا پرندهها حالشان خوب است و ماهیهای قرمز نمردهاند یا نه».
پیشبینی میشود این نامه که ارزش آن حدود ۴ هزار پوند برآورد شده، در حراج به فروش برسد. در متن نامه به گلهای پامچال (Primrose) اشاره شده که ملکه آینده آنها را چیده و درخواست کرده است میان کارکنان رویال لاج تقسیم شوند.
در این یادداشت همچنین از «جاک» نام برده شده که گفته میشود یکی از پونیهای او بوده، و نیز از دایهاش در آن زمان یاد شده است؛ کسی که حراجگذاران گفتهاند ماریون کرافورد بوده، که به طور مشهور با نام «کرافی» شناخته میشد.
متن یادداشت چنین است:
«بئاتریس عزیز،
چند شاخه پامچال وحشی که خودمان چیدهایم برایت میفرستم. بعضی از آنها صورتیِ کمرنگ هستند و بعضی زرد. اینجا خیلی دوستداشتنی است. میتوانیم از باغ مستقیم به ساحل برویم.
امیدوارم پرندهها حالشان خوب باشد و ماهیهای قرمز نمرده باشند. لطفاً مقداری از پامچالها را به کوتی (منظورم خانم کوت است) و خانم وِید بده تا با هم تقسیم کنند. جاک اینجا خیلی حالش خوب است و خوشحال است. نَنی و جوآنا هم سلام و محبتشان را برایت میفرستند.
با عشق،
الیزابت.»
بازار

خطخطیها و طراحیهای روی این نامه که توسط ویلیام وستاکات، خواهرزاده ناتنی بئاتریس استیلمن، کشف شدهاند، شامل تصویر دو اسب و راهزنان، دختری نشسته به نام مری، سگی به نام جیم و پسری به نام جان است.
این نامه بخشی از مجموعهای از مکاتبات بود که خانم استیلمن پس از آنکه خانواده سلطنتی او را به خدمت گرفتند، نزد خود نگه داشته بود. این مجموعه همچنین شامل نامه رسمی بهکارگیری او به نمایندگی از دوشس یورک (که بعدها ملکه مادر شد) است که تاریخ آن ۲۲ مه ۱۹۳۶ [یکم خرداد ۱۳۱۵] را نشان میدهد.
در این آرشیو همچنین تکهکاغذی بدون تاریخ وجود دارد که روی آن، درخواست فوریای با مداد از سوی شاهدخت مارگارت نوشته شده است؛ او زمانی که خانم استیلمن کار خود را آغاز کرد، ششساله بود. متن این یادداشت چنین است:
«بئاتریس! لطفاً میشود از مایوی من مراقبت کنی؟ مارگارت.»
این اقلام قرار است در تاریخ ۲۷ فوریه [۸ اسفند ۱۴۰۴] در حراجخانه هنسنز (Hansons Auctioneers) در پِنشِرست، واقع در کِنت، به فروش گذاشته شوند.
جاستین متیوز، حراجگذار، میگوید:
«وقتی برای نخستین بار این نامه را دیدم، مو به تنم سیخ شد. ملکه الیزابت دوم، آنگونه که او را به یاد میآوریم - با عشقش به سگها و اسبها - بهطرزی شگفتانگیز در این نامهای که در جوانی نوشته، کاملاً آشکار است. از همین چند خط کوتاه، همه آنچه بعدها درباره ملکه فقید میشناسیم قابل درک است. او فردی دقیق، مهربان و نگران سلامت و رفاه دیگران به نظر میرسد؛ همانگونه که در سالهای بعد زندگیاش نیز چنین بود. در حالی که دغدغههای شاهدخت الیزابت بیشتر معطوف به حیوانات خانگیاش و حالوهوای کارکنان است، نگرانیهای شاهدخت مارگارت کمی بیشتر جنبه پوشش و ظاهر دارد. هر دو مورد، بهخوبی با زنانی که بعدها به آن تبدیل شدند، همخوانی دارد.»
وقتی جان دیکر، شوهرخواهرِ خانم استیلمن، در سال ۱۹۴۰ در جریان یک حمله هوایی کشته شد، ملکه مادر، بیوه او و دو دختر خردسالشان، رِنه و ژان، را دعوت کرد تا در رویال لاج با شاهدختها بازی کنند.
آقای وستاکات، برادرزاده رِنه، گفت:
«عمه رِنه که اکنون ۹۵ سال دارد، با خاطرهای گرم به یاد میآورد که به جرج ششم، ملکه و شاهدختهای الیزابت و مارگارت معرفی شد. او همچنین به یاد میآورد که در خانهبازی بزرگِ باغِ «رویال لاج» بازی میکرد؛ خانهای که در سال ۱۹۳۲ به شاهدخت الیزابت هدیه داده شده بود. از آنجا که زمانِ جنگ بود، ملکه با مهربانی بخشی از لباسهای شاهدختها را به کودکان اهدا کرد.»
پس از درگذشت خانم استیلمن در سال ۱۹۹۱، چمدانِ نامهها - ازجمله کارتهای کریسمس - به ژان وستاکات، مادر ویلیام و برادرزاده بئاتریس، سپرده شد.»
با این حال، مکاتبات تاریخی او با ملکه فقید تا سالها بعد آشکار نشد.

وقتی خانم وستاکات دو سال پیش درگذشت، یادداشت الیزابت توسط پسرش و خانواده او زیر تختش پیدا شد.
آقای وستاکات که ساکن سِوِنواکس در کِنت است، گفت: «میدانستیم این نامهها وجود دارند، اما خواندنشان از نزدیک واقعاً لحظهای شگفتانگیز و “واو” بود.»
آقای متیوز افزود:
«ما تاریخ دقیق این نامه را نمیدانیم، اما میدانیم که بئاتریس در سال ۱۹۳۶ به عنوان سرپیشخدمت زن ارشد در رویال لاج استخدام شد و در ماه مه ۱۹۴۰، شاهدختهای جوان برای حفظ امنیتشان به قلعه ویندسور منتقل شدند. بنابراین این نامه باید مربوط به همان سالها باشد... هرچند نمیدانیم منظور از «کوتی» (خانم کوت) یا خانم وِید چه کسانی بودهاند، اما میدانیم که دایه الیزابت در آن زمان ماریون کرافورد بوده؛ کسی که به طور مشهور با نام «کرافی» شناخته میشد.»