پیام ویژه - روزنامه جوان / «ناتوانی اپوزیسیون از روایتسازی برای آشوب» عنوان یادداشت روز در روزنامه جوان به قلم مصطفی قربانی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
دشمن برای فراهم کردن فضای اجتماعی ایران جهت پیادهسازی دور جدید توطئههای خود علیه ایران نیاز دارد آشوبهایی گستردهتر از آنچه در پاییز ۱۴۰۱ در ایران رخ داد، در برهه کنونی شکل بگیرد، اما تاکنون این اتفاق شکل نگرفته است. در واکاوی تفاوت آشوبهای کنونی با آشوبهای ۱۴۰۱ هم باید گفت که اپوزیسیون در ۱۴۰۱ توانست روایتی نسبتاً فراگیر از واقعه مرگ مهسا بسازد، اما اکنون ناتوان از روایتسازی است و شرایط حساس کشور هم امکان این امر را برای اپوزیسیون دشوار کرده است. قابلذکر است که هر روایتی برای برانگیختن کنش جمعی اعتراضی باید چند شرط داشته باشد:
۱. انتخاب پیرنگ مناسب، به معنای توالی رویدادها در کنش جمعی که از کجا شروع میشود و به کجا ختم میشود.
۲. فراهم کردن درکی مشترک از مسئله؛
۳. برساختن خیرجمعی برای همگان؛
بازار ![]()
۴. غلبه بر مفتسواری؛
۵. هماهنگی و
۶. خاطرجمعی.
در تطبیق این شرایط با آشوبهای کنونی باید گفت که پیرنگی که اپوزیسیون در آشوبهای ۱۴۰۱ انتخاب کرده بود، مبتنی بر گذار از جمهوری اسلامی طراحی شده بود؛ بدین ترتیب که دوره طلایی ایران را قبل از انقلاب اسلامی تعریف کرده بود و وقوع انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی را نقطه بحران و بختبرگشتگی جامعه در نظر گرفته بود و بنابراین، راهحل را در گذار از جمهوری اسلامی تعریف کرده بود.
با توجه به آنچه گفته شد، اپوزیسیون در ۱۴۰۱ اگر توانست آشوبهایی نسبتاً فراگیر ایجاد کند، یکی از مهمترین دلایل آن عبارت بود از اینکه توانست گذار از جمهوری اسلامی را بهعنوان نقطه اوج پیرنگ خود انتخاب کند و در ادامه، با ایجاد درک مشترک از آن و برساختن خیرجمعی پیرامون آن، کنش جمعی اعتراضی ایجاد کند. با این حال، واقعیت غیرقابلانکار آن است که هماکنون، بهویژه بهدلیل جنگ ۱۲ روزه، این پیرنگ فاقد اعتبار است، زیرا در طول این جنگ و پس از آن برای افکار عمومی در ایران اثبات شد که نبود جمهوری اسلامی میتواند چه مخاطرات بزرگی برای ایران در پی داشته باشد.
علاوه بر آنچه گفته شد، اکنون درک مشترکی از مسئله نیز وجود ندارد. در حالی که عموم مردم و بازاریان خواهان شنیده شدن صدایشان درباره وضعیت اقتصادی هستند، اقلیت آشوبگر درصدد کانالیزه کردن این اعتراضات بوده و در تلاش است کشور را گرفتار ناامنی کند. بنابراین، درک مشترکی از مسئله میان عموم مردم و اقلیت آشوبگری که میخواهد با خرابکاری، رهبری اعتراضات را برعهده بگیرد، وجود ندارد. به تبع این، آشوبگران ناتوان از برساختن خیرجمعی هستند و به همین دلیل، اقدامات آنها حمایت و همراهی عمومی را در پی ندارد.
برای غلبه بر مفتسواری هم روایت باید از منابع هویتی تغذیه کند که اکنون این منابع سالبه به انتفاء موضوع است (برخلاف آشوبهای ۱۴۰۱ که متصل به منابع هویتی مانند شکافهای جنسیتی، نسلی، قومی و مذهبی بود). اساساً آشوبگران در مقطع کنونی هیچ شعار یا نمادی که متصل به منابع هویتی بخش یا لایههایی از جامعه باشد، ندارند، بلکه ابتدا به ساکن درصدد خرابکاری و اقدامات تروریستی هستند. ضمن اینکه با توجه به تلفاتی که آشوبگران در جریان حمله به مقرهای سپاه و انتظامی متحمل شدند، فضای مفتسواری بر آشوبها همانند پاییز سال ۱۴۰۱ فراهم نیست؛ یعنی اکنون آشوبگران به این نتیجه رسیدهاند که آشوب و ناامنی هزینههای جدی دارد.
هماهنگیای که البته هماکنون در بستر فضای مجازی انجام میشود، اما با توجه به فیلتر بودن برخی شبکههای مجازی، همانند ۱۴۰۱، امکان استفاده اپوزیسیون از این شبکهها به صورت وسیع برای ایجاد هماهنگی وجود ندارد. ضمن اینکه با تسلطی که دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشور بر فضای ارتباطی اپوزیسیون دارند، هماکنون سرشبکهها و لیدرهای آنها در برخی استانها دستگیر شدهاند. بنابراین، ضریب هماهنگی میان نیروهای آشوبگر تضعیف شده است؛ و در نهایت، خاطرجمعی هم در سایه اطمینان بابت پندار پیروزی شکل میگیرد که چنین پنداری بهدلایل مختلف، زمینههای اطمینان یافتن ندارد. از جمله اینکه آشوب موجود با حمایت عمومی همراه نیست و نکته مهمتر اینکه دست یازیدن آشوبگران به اقدامات کور و تروریستی از همان بادی امر نشان میدهد که آنها بابت اقدامات خرابکارانه خود هیچ خاطرجمعی ندارند.
با توجه به آنچه گفته شد، آشوبهای موجود از همین ابتدا با شکست مواجه شده و اپوزیسیون صرفاً تلاش میکند تا با تداوم این آشوبها، ضمن ایجاد ناامنی، فضای اقتصادی ایران را گرفتار تلاطم کند.