پیام ویژه - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
منافع مشترک در ثبات خلیج فارس در کنار واگراییهای فزاینده راهبردی، به شکلگیری چشماندازی سیال و چندپاره از امنیت منطقهایخلیج فارس انجامیده است.
بازار ![]()
در حالی که پادشاهیهای خلیج فارس برای مهار تنش میان آمریکا و ایران و حفظ ثبات منطقهای در یک مسیر حرکت میکنند، اختلافهای ژئوپلیتیکی میان عربستان سعودی و امارات بهویژه در یمن، دریای سرخ و شاخ آفریقا به مرحلهای تازه رسیده است. رقابت فزاینده ریاض و ابوظبی بر سر ائتلافسازیهای امنیتی، نفوذ منطقهای و تعریف نظم جدید خلیج فارس، چشماندازی پیچیده و چندلایه از آینده امنیت منطقه ترسیم میکند؛ نظمی که در آن آمریکا همچنان بازیگر اصلی است، اما دیگر تنها محور قدرت بهشمار نمیرود.
دیپلماسی تلفنی: همسویی پادشاهیهای خلیج فارس در قبال ایران
به نوشته موسسه سیاست بین الملل ایتالیا، عربستان و امارات با اولویتدادن به ثبات خلیج فارس، در حمایت از تلاشها برای کاهش تنش میان آمریکا و ایران با هدف جلوگیری از حمله نظامی به تهران در بحبوحه اعتراضات موضعی همسو دارند. اما همزمان، تنشهای سیاسی میان ریاض و ابوظبی، بهویژه در یمن، سومالی و سودان، بهدلیل تفاوت منافع ژئوپلیتیکی تشدید شده است.
در این چارچوب، عربستان در حال تلاش برای ایجاد چندین پیمان دفاعی یا ائتلاف نظامی است: از یک سو برای بازدارندگی در برابر عملیات نظامی اسرائیل در منطقه با پاکستان و احتمالاً ترکیه و از سوی دیگر برای رقابت با نفوذ امارات در شاخ آفریقا با مصر و سومالی. در مقابل، امارات در حال توسعه شراکتهای پیونددهنده و امنیتی با هند و اسرائیل است. در زمینه رقابت سعودی–اماراتی، پیمانهایی که ریاض رهبری میکند بیشتر به ائتلافهای موردی مبتنی بر منافع شباهت دارند تا بلوکهای ثابت. پاکستان، ترکیه، مصر و دیگر پادشاهیهای خلیج فارس، با وجود اختلافهای ژئوپلیتیکی، همچنان به گسترش همکاری و تجارت با ابوظبی علاقهمند هستند.
توقف تنش و باز شدن مغبر دیپلماسی
پادشاهیهای خلیج فارس برای مهار بحران آمریکا–ایران که همزمان با ناآرامیها در ایران شعلهور شده بود، در یک مسیر حرکت کردند و دستکم در مقطع فعلی، موفق شدند گزینه توسل دونالد ترامپ به زور علیه تهران را موقتا متوقف و مسیر دیپلماسی را فعال کنند. قطر، عمان و بهویژه عربستان سعودی در خط مقدم تلاشهای عربی برای کاهش تنش قرار داشتند؛ ریاض مستقیماً به تهران اطلاع داد که اجازه نخواهد داد از خاک یا حریم هواییاش برای حمله به ایران استفاده شود.امارات نیز به دیپلماسی تلفنی پادشاهیهای خلیج فارس با ایران پیوست، بهویژه پس از آنکه تهران هشدار داد در صورت حمله آمریکا، پایگاههای آمریکایی در خلیج فارس را هدف قرار خواهد داد. و درنهایت مسقط میزبان مذاکرات شد.
برای ریاض و دیگر پادشاهیهای خلیج فارس، هزینهها بسیار بالاست. آنها میتوانند از موقعیت کنونی همانگونه که پس از ۷ اکتبر رخ داده بهره ببرند، اما از بیثباتشدن ایران نه؛ چرا که ثبات خلیج فارس برای کنترل مرزها، تحقق چشماندازهای اقتصادی، و امنیت دریایی و انرژی این کشورها حیاتی است.
پس از حمله ایران به پایگاه العدید در قطر، دوحه از واشنگتن تضمینهای امنیتی مکتوب دریافت کرد و اکنون به نظر میرسد تحت حمایتترین پادشاهی خلیج فارس از سوی آمریکا باشد. در مقابل، عربستان سعودی هنوز تضمین امنیتی مکتوبی از آمریکا در صورت حمله خارجی دریافت نکرده است؛ هرچند پیش از سفر محمد بن سلمان ولیعهد به کاخ سفید، وعدههایی شفاهی داده شده بود. در صورت وقوع جنگی جدید، این وضعیت به معنای آسیبپذیری بالای عربستان در برابر واکنشهای تلافیجویانه خواهد بود.
یک پیمان و بازدارندگی در برابر اسرائیل
در نتیجه، ریاض بهطور مستقل در حال تقویت ائتلافهای دفاعی با کشورهایی خارج از خلیج فارس است. چند روز پس از حمله اسرائیل به حماس در دوحه، عربستان سعودی و پاکستان یک پیمان دفاعی متقابل را رسمی کردند که بر اساس آن «هرگونه تجاوز به یکی، تجاوز به هر دو تلقی میشود».
به گفته وزیر صنایع دفاعی پاکستان، ترکیه ممکن است بهزودی به این پیمان بپیوندد یا وارد یک ائتلاف نظامی جداگانه با ریاض و اسلامآباد شود. عربستان با ارتقای روابط نظامی دیرینه خود با پاکستان، در پی جبران کاهش بازدارندگی آمریکا در خلیج فارس و مهار افزایش جسارت نظامی اسرائیل در خاورمیانه است. پیوستن ترکیه ــ چه به همین چارچوب و چه به یک ائتلاف سستتر ــ منطق راهبردی مشابهی دارد، بهویژه آنکه آنکارا نیز به دنبال بازدارندگی در برابر فعالیتهای نظامی اسرائیل در سوریه است. ورود ترکیه به این معادله، موازنه قدرت در خلیج فارس را بیش از پیش دگرگون کرده و دومین قدرت غیرعرب را وارد صفحه شطرنج امنیتی خلیج فارس میکند.
منافع واگرا در دریای سرخ و مدیترانه شرقی
با تحول موازنههای امنیتی خلیج فارس، اختلاف منافع ژئوپلیتیکی عربستان و امارات در یمن، سومالی و سودان اکنون به نقطهای بحرانی رسیده و مناطق جنوبی یمن به بشکه باروت بدل شدهاند. بر اساس گزارشهای رسانهای، عربستان در حال نهاییکردن یک ائتلاف نظامی با مصر و سومالی است؛ مهار نفوذ امارات در منطقه دریای سرخ دلیل اصلی این اقدام عنوان میشود. اختلاف دیدگاه دو کشور در مدیترانه شرقی نیز مشهود است. در اواخر دسامبر ۲۰۲۵، ریاض پیشرویهای سرزمینی شورای انتقالی جنوب یمن (STC) مورد حمایت امارات در نزدیکی مرزهای خود را تهدیدی علیه امنیت ملی تلقی کرد؛ واکنشی مشابه موضع عمان. در پی آن، عربستان با نمایش قابل توجهی از قدرت، STC و نیروهای باقیمانده امارات را وادار به عقبنشینی از مناطق جنوبی کرد.
در سومالی، بهرسمیتشناختن سومالیلند بهعنوان کشوری مستقل از سوی اسرائیل با مخالفت عربستان مواجه شد و واکنش تندی از سوی موگادیشو به همراه داشت؛ بهطوری که دولت سومالی توافقهای دوجانبه با ابوظبی را لغو کرد، هرچند هنوز مشخص نیست تا چه حد قادر به اجرای این تصمیم باشد، چرا که بسیاری از قراردادهای بندری و امنیتی مربوط به مناطق خودمختار نزدیک به امارات است. امارات اگرچه سومالیلند را به رسمیت نشناخته، اما روابط اقتصادی، زیرساختی و نظامی گستردهای با این منطقه جداییطلب دارد.
در سودان، اتهامهای مکرر دولت این کشور مبنی بر حمایت نظامی امارات از نیروهای واکنش سریع که از سوی ابوظبی رد شده اما از نظر کارشناسان سازمان ملل «معتبر» ارزیابی شده موجب تنش با ریاض شده است. عربستان که از ارتش سودان حمایت میکند، قرار است تأمین مالی قراردادی ۱.۵ میلیارد دلاری را بر عهده بگیرد تا هواپیماها و پهپادهای پاکستانی در اختیار ارتش سودان قرار گیرد و توان آن در مقابله با نیروهای واکنش سریع افزایش یابد.
در این رویاروییها، اغلب پادشاهیهای خلیج فارس بهطور علنی با عربستان همسو شدهاند؛ ترکیه و مصر نیز همین موضع را داشتهاند. بحرین در میانه قرار دارد: از نظر امنیتی و اقتصادی به عربستان نزدیک است، اما همزمان بخشی از توافقهای ابراهیم بهشمار میرود.
عربستان در برابر امارات
در چنین زمینهای، ابتکارهای سیاسی عربستان سعودی در خلیج فارس و خاورمیانه بر چند محور متمرکز است: تکمیل خلأ ناشی از کاهش حمایت امنیتی خارجی آمریکا، مهار افزایش جسارت نظامی اسرائیل و در مرتبهای پایینتر محدود کردن نفوذ امارات متحده عربی در دریای سرخ و شاخ آفریقا. بهجز عملیات نظامی در یمن، ریاض در حال سرمایهگذاری بر ائتلافسازی برای بازآرایی موازنههای ژئوپلیتیکی است.
در قبال امارات، تلاش عربستان برای شکلدهی به چارچوبهایی از کشورهای همفکر در موضوعات منطقهای مانند پیشنهاد ائتلاف نظامی عربستان،مصر و سومالی به تشدید رقابت ژئوپلیتیکی با اماراتیها خواهد انجامید. با این حال، گسترش همکاری مصر، ترکیه و پاکستان با ریاض به احتمال زیاد به روابط دوجانبه این کشورها با ابوظبی لطمه نخواهد زد؛ چرا که قاهره، آنکارا و اسلامآباد، با وجود برخی اختلافهای منطقهای، همچنان علاقهمند به حفظ روابط خوب با امارات هستند.
مصر که بهتازگی توافقهایی را برای توسعه بنادر عصب (اریتره) و دوراله (جیبوتی) بهمنظور دستیابی نظامی امضا کرده است، با جاهطلبیهای دریایی اتیوپی از مسیر سومالیلند مخالفت میکند و از این رو با موضع امارات در تعارض قرار میگیرد. با این حال، بسیار بعید به نظر میرسد که قاهره در شرایط کنونی سرمایهگذاریهای امارات در مصر را مورد بازنگری قرار دهد؛ بهویژه قرارداد ۳۵ میلیارد دلاری امضاشده در سال ۲۰۲۴ برای توسعه شبهجزیره رأسالحکمه که بزرگترین سرمایهگذاری مستقیم خارجی در تاریخ مصر بهشمار میرود. افزون بر این، مصر و امارات در آستانه نهاییکردن مذاکرات برای امضای «توافقنامه مشارکت اقتصادی جامع» (CEPA) قرار دارند و آخرین دور گفتوگوها در اواخر دسامبر برگزار شده است.
امارات، اسرائیل و هند؛ یک اتحاد جدید
امارات متحده عربی یک شراکت راهبردی را شکل داده که محور آن اسرائیل و بهویژه هند است. این ائتلاف دارای منافع امنیتی فزایندهای است که از همکاریهای اقتصادی و زیرساختی گرفته تا امنیت دریایی را در بر میگیرد. امارات عضو توافقهای ابراهیم است؛ با این حال، ابوظبی خط قرمز خود را در قبال الحاق کرانه باختری توسط اسرائیل بهروشنی به تلآویو اعلام کرده و در عین حال رویکردی دیپلماسیمحور نسبت به ایران از خود نشان داده است.
هند و اسرائیل نیز اخیراً توافقی برای تعمیق همکاری در حوزههای دفاعی، فناوری و صنعتی امضا کردهاند. در سطح دوجانبه، نامه نیت امارات و هند برای حرکت به سوی یک شراکت راهبردی دفاعی که در جریان سفر محمد بن زاید به دهلی نو در ۱۹ ژانویه سومین سفر او در کمتر از چهار سال امضا شد ؛ بهروشنی نشان میدهد که ابوظبی، هند را در میان عدمقطعیتهای منطقهای و بینالمللی، بهترین دوست راهبردی خود میداند.
در سطح جهانی، هم امارات و هم هند از شرکای اصلی دفاعی ایالات متحده بهشمار میروند؛ جایگاهی منحصربهفرد که امکان همکاری نظامی بیسابقه میان نیروهای مسلح طرفین را فراهم میکند. امارات، هند و اسرائیل همچنین عضو ابتکار چهارجانبه غرب آسیا (I2U2) با حمایت واشنگتن هستند؛ ابتکاری که از زمان جنگ غزه به نظر میرسد از شتاب افتاده است، زیرا ابوظبی در تلاش است برای جلوگیری از آسیب به افکار عمومی داخلی، سطح تعامل علنی خود با تلآویو را کاهش دهد. امارات و هند همچنین در ابتکار همکاری سهجانبه با فرانسه مشارکت دارند و محور امارات–هند ستون فقرات کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) را تشکیل میدهد.
رقابت ژئوپلیتیکی روی نقطه جوش؛ امنیت خلیج فارس به کدام سو میرود؟
برای عربستان سعودی و امارات متحده عربی، ثبات خلیج فارس در رأس منافع راهبردی قرار دارد؛ تنها یک خلیج فارس امن میتواند زمینهساز شکوفایی اقتصادی، جذابیت سرمایهگذاری و تنوعبخشی اقتصادی باشد. این امر مستلزم تلاشهای مشترک برای جلوگیری از تشدید تنش میان آمریکا و ایران، یا از منظرهای متفاوت مهار عملیات نظامی اسرائیل در منطقه است.
میان ریاض و ابوظبی، رقابت ژئوپلیتیکی اکنون به نقطه جوش رسیده است، بهویژه در منطقه دریای سرخ و شاخ آفریقا؛ جایی که رویکرد حامی وضع موجود عربستان، حمایت سیاسی بیشتری را در میان کشورهای عربی، خاورمیانهای و آفریقایی نسبت به راهبرد امارات جلب کرده است.
با این حال، ائتلافهای نوظهور به رهبری عربستان که کشورهای خاورمیانهای، آفریقایی و جنوب آسیایی را دربر میگیرند، بیشتر به «ائتلافهای مبتنی بر منافع» شباهت دارند تا بلوکهای ثابت، در حالی که امارات همچنان نفوذ قابل توجهی در روابط دوجانبه خود حفظ کرده است. تعمیق همکاری دفاعی میان امارات و هند نیز به تقویت امنیت خلیج فارس کمک میکند. از این رو، هرگونه پیمانی که ابوظبی و دهلی نو در آینده امضا کنند، نه در تقابل با توافق عربستان–پاکستان، بلکه مکمل آن خواهد بود و قطعهای دیگر به موزاییک جدید امنیت خلیج فارس میافزاید؛ موزاییکی که در آن آمریکا همچنان قدرت مسلط است، اما دیگر تنها بازیگر تعیینکننده محسوب نمیشود.