پیام ویژه - ماجرای ربایش و قتل حمیدرضا رجبزاده، مداح جوان تهرانی، با روایتهای منتشرشده درباره نحوه کشتهشدن او، بار دیگر بحث درباره خشونتهای سیاسی و مذهبی در ایران را به میان آورده است.
ماجرای ربایش و قتل حمیدرضا رجبزاده، مداح جوان تهرانی، بیشتر شبیه یک فیلم سینمایی هالیوودی است تا یک اتفاق واقعی در ایران سال ۱۴۰۵. رجبزاده در میدان آزادی تهران توسط افرادی ربوده شد و پس از چند روز به قتل رسید. اما آنچه این پرونده را بیش از پیش تکاندهنده کرد، اخباری بود که پس از آن منتشر شد؛ ادعاهایی مبنی بر اینکه عاملان قتل، لحظه کشتهشدن او را فیلمبرداری کرده و برای خانوادهاش ارسال کردهاند؛ روایتی که اگر تأیید شود، یکی از هولناکترین جنبههای این پرونده خواهد بود.
در روزهای پس از این حادثه، برخی کانالهای تلگرامی و صفحات مجازی مدعی شدند که قتل حمیدرضا رجبزاده به دلیل فعالیتهای سیاسی او و نقش داشتن در حوادث دیماه ۱۴۰۴ رخ داده است. همچنین برخی روایتهای غیررسمی مدعی شدند که قاتلان با انگیزه دریافت پاداش چند هزار دلاری از سوی یک گروه سلطنتطلب، اقدام به شکنجه و قتل او کردهاند. با این حال، تاکنون جزئیات رسمی این ادعاها منتشر نشده و این روایتها همچنان در حد گمانهزنیهای فضای مجازی باقی ماندهاند.
آنچه مسلم است، این است که رجبزاده نخستین قربانی یک قتل یا ترور با رنگوبوی سیاسی و مذهبی در ایران معاصر نیست. مرور تاریخ پس از انقلاب اسلامی نشان میدهد حذف فیزیکی افراد با انگیزههای سیاسی، امنیتی یا مذهبی، سابقهای طولانی دارد؛ از پرونده قتلهای زنجیرهای گرفته تا ترور سعید حجاریان و حملات علیه چهرههای مذهبی و سیاسی.
ترور مولوی مصطفی جنگیزهی؛ امام جمعهای که در کمین کشته شد
ترور مولوی مصطفی جنگیزهی، امام جمعه اهل سنت شهر راسک در سیستان و بلوچستان، در زمان خود بازتاب گستردهای داشت. این حادثه در ۳۰ دی ۱۳۹۰ رخ داد. او هنگام بازگشت به شهر خود، در مسیر توسط دو موتورسوار مورد حمله قرار گرفت و کشته شد.
مواضع مولوی جنگیزهی به حاکمیت نزدیک بود و از ولایت فقیه، رهبری و حضور مردم در انتخابات حمایت میکرد. همین موضوع و همچنین شیوه ترور ــ که به صورت کمین انجام شد ــ باعث شد برخی تحلیلگران، این حادثه را دارای ابعاد سیاسی و مذهبی بدانند.
در آن زمان، نگاهها به سمت گروه جندالله در سیستان و بلوچستان معطوف شد؛ گروهی که در سال ۱۳۸۹ نیز تلاش کرده بود او را ترور کند. با این حال، جندالله هیچگاه مسئولیت این حادثه را بر عهده نگرفت. بعدها، در فروردین ۱۳۹۱، ۱۵ نفر در ارتباط با این پرونده دستگیر شدند و وزارت اطلاعات در بیانیهای مدعی ارتباط آنان با «مثلث سازمان مجاهدین، بهائیت و آمریکا، بریتانیا و اسرائیل» شد. جزئیات بیشتری درباره این پرونده منتشر نشد و این ترور نیز در شمار پروندههای مبهم باقی ماند.
قتل امام جمعه کازرون؛ روایتی با چند انگیزه متفاوت
یکی از حوادثی که در سال ۱۳۹۸ جامعه ایران را شوکه کرد، قتل محمد خرسند، امام جمعه کازرون، بود. این حادثه در سحرگاه هشتم خرداد ۱۳۹۸ رخ داد. خرسند که از سال ۱۳۸۶ امام جمعه کازرون بود و عضویت حزب مؤتلفه اسلامی را نیز داشت، پس از بازگشت از مراسم احیا، مقابل منزل خود با ضربات چاقو کشته شد.
به گفته شاهدان، مهاجم که لباس تعزیه بر تن داشت، ابتدا از امام جمعه کازرون درخواست عکس سلفی کرد و سپس با ضربات چاقو به او حمله کرد. عامل قتل که حمیدرضا درخشنده، مستندساز و عکاس بود، بلافاصله دستگیر شد. او پس از صدور حکم اعدام نیز ابراز پشیمانی نکرد و حکم صادرشده را پذیرفت.
درباره انگیزه این قتل روایتهای مختلفی مطرح شد. برخی آن را به اعتراضات سال ۱۳۹۷ کازرون درباره تقسیمات شهرستانی مرتبط دانستند و معتقد بودند خرسند در این تصمیم نقش داشته است. برخی دیگر با اشاره به رفتوآمد درخشنده به حوزه علمیه کازرون، انگیزه او را مرتبط با باورهای فرقهای و مخالفت با روحانیت عنوان کردند. در مقابل، برخی رسانههای خارج از ایران این اقدام را اعتراضی به فساد و بیعدالتی معرفی کردند. با این حال، هیچگاه یک روایت قطعی درباره انگیزه این قتل مورد توافق قرار نگرفت.
ترور سجاد شهرکی؛ پروندهای در سایه جمعه خونین زاهدان
یکی دیگر از ترورهای پرحاشیه سالهای اخیر، قتل سجاد شهرکی، امام جماعت مسجد مولای متقیان زاهدان بود. این حادثه شامگاه ۱۲ آبان ۱۴۰۱، هنگام اذان مغرب در خیابان جمهوری زاهدان رخ داد؛ زمانی که افراد مسلح او را مقابل مسجد هدف قرار دادند.
نزدیکی زمانی این ترور به حوادث موسوم به «جمعه خونین زاهدان» حساسیتها درباره آن را افزایش داد. جمعه خونین در ۸ مهر ۱۴۰۱ رخ داده بود و ترور شهرکی حدود یک ماه بعد اتفاق افتاد.
برخی منابع این حادثه را به گروههایی مانند جیشالعدل و داعش خراسان نسبت دادند، اما این موضوع هیچگاه به صورت قطعی تأیید نشد. برخی تحلیلگران نیز آن را در چارچوب تنشهای سیاسی و مذهبی پس از حوادث زاهدان ارزیابی کردند. شیوه اجرای عملیات، استفاده از سلاح گرم و برنامهریزی قبلی مهاجمان، باعث شد این حادثه از همان ابتدا رنگوبوی امنیتی پیدا کند.
حمله به روحانیون در حرم امام رضا؛ پروندهای با ابعاد امنیتی
یکی از تلخترین حوادث سال ۱۴۰۱، حمله یک تبعه افغانستان به سه روحانی در حرم امام رضا بود. در این حادثه، عبداللطیف مرادی، تبعه افغانستان با تبار ازبک، به سه روحانی شیعه به نامهای محمد اصلانی، محمدصادق دارایی و محسن پاکدامن حمله کرد که در نتیجه آن اصلانی و دارایی جان باختند و پاکدامن نیز بهشدت مجروح شد.
عامل این حمله بلافاصله دستگیر شد و مقامهای قضایی اعلام کردند که او بهصورت غیرقانونی از مرز پاکستان وارد ایران شده و تحت تأثیر تفکرات تکفیری دست به این اقدام زده است.
دادگاه، اتهام او را «محاربه از طریق کشیدن سلاح و ایجاد رعب و وحشت در محیط حرم و خارج از آن» عنوان کرد و پس از رسیدگی فوقالعاده، حکم اعدام برای او صادر و اجرا شد.
این حادثه بار دیگر بحثهایی درباره امنیت مرزها، فعالیت گروههای تکفیری و خطر نفوذ جریانهای افراطی را در جامعه مطرح کرد؛ پرسشهایی که بخشی از آنها همچنان محل بحث باقی مانده است.