سه شنبه ۲۴ شهريور ۱۴۰۵
یادداشت

دیپلماسی ناتمام «صلاله»

دیپلماسی ناتمام «صلاله»
پیام ویژه - اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست نوشین محجوب| نشست «صلاله» که از آن تحت‌عنوان ابتکار عمل عمان نیز یاد می‌شود، ...
  بزرگنمايي:

پیام ویژه - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
نوشین محجوب| نشست «صلاله» که از آن تحت‌عنوان ابتکار عمل عمان نیز یاد می‌شود، بهانه‌ای بود تا ایران و کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس در میانه تنش‌ها، بر سر آینده تردد نفتکش‌ها در هرمز پشت یک میز بنشینند، با این حال این گردهمایی پیش از آغاز به تعویق افتاد. بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، شامگاه یکشنبه اعلام کرد نشست منطقه‌ای برای «دستیابی به اجماع» به زمان دیگری موکول شده است. مسقط و تهران گفته‌اند این تصمیم با درخواست شماری از کشورهای منطقه و توافق دوطرف اتخاذ شده است.
چرا نشست «صلاله» به تعویق افتاد؟
در همین راستا خبرگزاری سی‌ان‌ان با انتشار گزارشی مدعی شد، قرار بود در نشست «صلاله» طرح عمان بر ایجاد چارچوبی جهت عبور منظم نفتکش‌ها از هرمز و تعیین نقشه مسیرهای دریایی مورد بررسی قرار گیرد؛ طرحی که در آن تهران و مسقط می‌توانستند ساز و کاری برای دریافت پرداخت‌های داوطلبانه در ازای خدمات ایمنی ناوبری و حفاظت زیست‌محیطی تعریف کنند. به نوشته این خبرگزاری، عربستان نسبت به برخی عبارات طرح، اصلاحاتی پیشنهاد کرده، چراکه نگران تثبیت وضعیتی تازه در هرمز است؛ وضعیتی که سایر اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس نیز آن را نپذیرند. این ادعا درحالی رسانه‌ای شد که اسماعیل بقایی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشورمان در نشست روز دوشنبه با اصحاب رسانه گفت: نشست عمان به دلیل درخواست عربستان لغو شد. با این حال انتساب آن به رویارویی میان ریاض و یمن به معنای دادن آدرس اشتباهی است. بقایی در ادامه خاطرنشان کرد: انتظار می‌رفت که کشورهای منطقه فرصت‌شناس باشند و قدر چنین موقعیت‌هایی را بدانند. درحالی که سخنگوی وزارت خارجه کشورمان رویکرد محتاطانه ریاض را عامل برهم خوردن نشست صلاله در روز دوشنبه می‌داند، اما گروهی از ناظران چون امیل مورکی، فعال در اندیشکده مطالعات خاورمیانه بر این باورند که اختلاف اصلی، فراتر از متن به چارچوب حقوقی یا مسیرهای دریایی بازمی‌گردد. به ادعای این گروه، تهران اعلام کرده بازگشایی هرمز، رفع محاصره دریایی و بازگشت امریکا به تعهدات خود در تفاهم اسلام‌آباد، پیش‌شرط هر گام عملی برای بازگشایی تنگه است. این همان موضعی است که عباس عراقچی، رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان بر آن تاکید داشت و صراحتا گفت: حتی در صورت تفاهم با عمان، بازگشایی هرمز به برآورده‌ شدن مطالبات ایران منوط است به احیای تفاهم اسلام‌آباد. این در‌حالی است که سی‌ان‌ان به نقل از سه منبع آگاه مدعی شده که دولت ترامپ می‌خواهد گفت‌وگوهای احتمالی با ایران را به پرونده هسته‌ای محدود کند و پس از آن پرونده بازگشایی تنگه هرمز را روی میز بگذارد. در این میان هستند گروهی دیگر که ردپای امریکا و اسراییل را در عدم برگزاری نشست صلاله پررنگ می‌دانند و مدعی‌اند: فارغ از واگرایی حاکم بر کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و یارگیری شان با اسراییل، امیرنشین‌هایی که زیر چتر امنیتی ایالات‌متحده قرار دارند به واسطه خشم احتمالی از رویکرد غیر‌قابل پیش‌بینی واشنگتن خود را کنار کشیدند تا این ابتکار عمل صرفا به «دیپلماسی نماشی» محدود بماند.
هزینه بالای نه ترامپ به دیپلماسی
همزمان با افزایش تنش‌ها در هرمز و غرب آسیا، دونالد ترامپ در تروث‌سوشال مدعی شده که امریکا «تقریبا کنترل کامل» تنگه هرمز را دراختیار دارد و این ایران است که خواهان توافق می‌باشد؛ ادعایی که بارها تکرار شده و توسط مقام‌های رسمی کشورمان یا رد گشته یا مورد اعتنا قرار نگرفته است. ادعاهای رییس‌جمهوری امریکا درحالی رسانه‌ای می‌شود که برخی گزارش‌ها نشان می‌دهند عملیات اسکورت نفتکش‌ها نیازمند به‌کارگیری گسترده ناوها و منابع امریکاست و دوام آن در بلندمدت با پرسش‌های جدی روبه‌رو است. به باور برخی ناظران، اصرار واشنگتن بر حذف هرمز از دستور گفت‌وگو، درحالی که تهران آن را بخش جدایی‌ناپذیر از رفع فشار و محاصره می‌داند، یکی از دلایل دشواری رسیدن به یک مسیر دیپلماتیک است. بی‌دلیل نیست که بقایی در پاسخ به سوالی درباره نقش چین برای میانجیگری پاسخ داد که دلیل بنیادی بن‌بست‌های دیپلماتیک موجود، نبود اراده سیاسی واقعی، عدم پایبندی به تعهدات بین‌المللی و فقدان حداقل حسن‌نیت در طرف امریکایی برای حل ریشه‌ای مشکلات است.
گسترش دامنه تنش‌ها از هرمز تا دریای سرخ
با این حال، درگیری‌ها به هرمز ختم نمی‌شود، چند هزار کیلومتر آن‌سوتر، در باب‌المندب، جزیره پریم از یک برآمدگی سنگی در میانه دریای سرخ به نقطه‌ای حساس در نقشه جنگ بدل شده است. پریم در باریک‌ترین بخش تنگه قرار دارد؛ آبراهی که دریای سرخ را به خلیج عدن پیوند می‌دهد و پس از اختلال در هرمز، برای صادرات انرژی و تجارت منطقه اهمیت مضاعف پیدا کرده است. انصارالله پس از پیشروی در امتداد ساحل دریای سرخ و تصرف المخا و پریم، مدعی کنترل کامل بر بخش‌هایی از ساحل مشرف به باب‌المندب شده‌اند. همزمان، نیروهای وابسته به دولت یمن، با پشتیبانی عربستان، حملاتی را برای بازپس‌گیری مواضع شان در تعز و ساحل غربی آغاز کرده‌اند. انصارالله نیز اعلام کرده با موشک و پهپاد پایگاه شروره در جنوب عربستان را هدف قرار داده؛ ادعایی که میزان خسارت آن مستقلا تایید نشده است. در این میان نشریه فارن افرز با اشاره به تحولات اخیر در یمن و رویارویی حوثی‌ها و عربستان در تحلیلی مدعی شد پیشروی انصارالله در پریم و المخا، فشار بر مسیر جایگزین صادرات نفت عربستان را افزایش می‌دهد. به نوشته این نشریه، همزمانی افزایش تنش‌ها در باب‌المندب و هرمز، دو گلوگاه اصلی انتقال انرژی را به مرکز بحران کشانده است. با این همه، برخی کارشناسان تاکید دارند منازعه یمن تنها با رقابت ایران و امریکا توضیح‌پذیر نیست و محاصره، بحران داخلی و شکاف میان نیروهای وابسته به دولت یمن نیز در موازنه کنونی نقش دارند. اختلال در خط لوله شرق-غرب عربستان، که نفت را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند، این پیوند را آشکارتر کرده است. رویترز به نقل از منابع بازار نفت گزارش داده است اگر این خط طی چند روز از سر گرفته نشود، ذخایر صادراتی عربستان در ینبع ممکن است پایان یابد و تا چهار درصد از عرضه جهانی نفت در معرض اختلال قرار گیرد. از پریم تا قشم، تصویر واحدی شکل گرفته است: بحران بر سر هرمز، اکنون مسیر جایگزین دریای سرخ را نیز زیر فشار قرار داده و هزینه جنگ را برای منطقه و بازار جهانی انرژی بالا برده است. با این حال درحالی که بسیاری تحولات باب‌المندب را در امتداد جنگ ایران می‌دانند، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان صراحتا اعلام کرد که تهران هیچ مداخله‌ای در مباحث مرتبط با یمن ندارد. به گفته او موضع‌گیری در ارتباط با تحولات این کشور نباید با مقوله مداخله یکی تلقی شود.


نظرات شما