پیام ویژه - رکنا / سه سال قبل، قتل مرد ۴۰سالهای به نام نیما در جریان درگیری در بلوار اباذر تهران به مأموران جنایی گزارش شد. بررسیهای اولیه نشان داد مقتول در جریان نزاع با یک شاگرد قنادی به نام سعید، هدف ضربه چاقو قرار گرفته و جان باخته است. به دنبال این حادثه، متهم شناسایی و بازداشت شد و در جریان تحقیقات به وارد کردن ضربه چاقو اعتراف کرد.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری ارجاع شد. متهم در جلسه محاکمه مدعی شد مقتول و دوستش قصد سرقت تلفن همراه او را داشتند و او برای دفاع از خودش چاقو کشیده است. او همچنین ادعا کرد مقتول هنگام درگیری با سرعت به سمتش دویده و بدنش به چاقو برخورد کرده است.
گفتوگو با متهم پرونده
چرا با مقتول درگیر شدی؟
من کارگر قنادی بودم و آن روز جلوی مغازه ایستاده بودم و با گوشیام بازی میکردم. چاقوی کوچکی هم که همیشه برای کارم همراهم بود، در جیبم داشتم. ناگهان مقتول با یکی از دوستانش به من نزدیک شدند و من احساس کردم قصد دارند گوشیام را سرقت کنند.
بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟
با آنها درگیر شدم و مقاومت کردم. برای اینکه از من فاصله بگیرند، چاقو را بیرون آوردم تا بترسند و فرار کنند. قصد نداشتم به کسی آسیب بزنم، اما شرایط از کنترل خارج شد.
چطور چاقو به بدن مقتول برخورد کرد؟
در جریان درگیری، دوست مقتول چاقو را از دستم گرفت و خواست به من ضربه بزند، اما چاقو از دستش افتاد. من دوباره آن را برداشتم و جلوی خودم گرفتم تا کسی به من نزدیک نشود. همان موقع مقتول با سرعت به سمتم دوید و خودش را به من کوباند. چاقو به بدنش فرو رفت.
یعنی میگویی قصد وارد کردن ضربه را نداشتی؟
بله، من قصد کشتن او را نداشتم. همهچیز در چند لحظه اتفاق افتاد. میخواستم از خودم دفاع کنم، اما در نهایت یک نفر جانش را از دست داد. از اتفاقی که افتاده پشیمانم.
وکیلت در دادگاه به تأخیر در انتقال مقتول به بیمارستان اشاره کرده است. از این موضوع خبر داشتی؟
من از جزئیات اتفاقاتی که بعد از درگیری افتاد، اطلاع دقیقی ندارم. وکیلم این مسائل را در دادگاه مطرح کرده تا همه جوانب پرونده بررسی شود.
وکیلت همچنین درخواست بررسی مجدد وضعیت سلامت روان تو را مطرح کرده است. در این باره چه میگویی؟
من مشکلاتی داشتم که وکیلم درباره آنها توضیح داده است. درخواستش این است که وضعیت من دوباره بررسی شود تا دادگاه با توجه به شرایط پرونده تصمیم بگیرد.
در آخرین دفاعیات از شرایط خانوادگیات صحبت کردی. چرا؟
پدر و مادرم فوت کردهاند و تنها کسی که از او مراقبت میکردم، نامادری پیرم بود. خرج زندگی او را میدادم و حالا کسی را ندارد که از او حمایت کند. از دادگاه خواستم شرایط من را هم در نظر بگیرد و در مجازاتم تخفیف بدهد.