شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵
سیاسی

احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی مطرح کرد:

فصل مشترک براندازها و سوپرانقلابی های داخلی؛ پندار خام کامل بودن و اراده‌گرایی متوهمانه و متهورانه

فصل مشترک براندازها و سوپرانقلابی های داخلی؛ پندار خام کامل بودن و اراده‌گرایی متوهمانه و متهورانه
پیام ویژه - یک تحلیلگر سیاسی نوشت: سوپرانقلابی ها در رویارویی نظامی بین آمریکا و ایران، هیچ محدودیتی را برای کشور نمی‌پذیرند. ...
  بزرگنمايي:

پیام ویژه - یک تحلیلگر سیاسی نوشت: سوپرانقلابی ها در رویارویی نظامی بین آمریکا و ایران، هیچ محدودیتی را برای کشور نمی‌پذیرند. تصورشان این است که همه‌ی محدودیت‌ها مربوط به جبهه‌ی مقابل و تمام امکانات مختص جبهه‌ی خودی است.

احمد زیدآبادی در یادداشتی با عنوان «پندار خامِ کمال!» در کانال تلگرامی خود نوشت: موجودات انسانی در قالب فرد و سازمان و جامعه و دولت، امکانات و در عین حال محدودیت‌هایی دارند. تمام هنر تفکر و تعقل، درک واقع‌بینانه از امکانات و محدودیت‌های جبهه‌ی خود و طرفِ مقابل، در کنار فهم نتایج نهاییِ نوع بازی و یا تعامل با آن است. 
هر نوع موفقیتی در زندگی خصوصی و عمومی و در هر رشته و زمینه‌ای بستگی تام و تمام به ادراک دقیق همین یک موضوع دارد، اما همین یک موضوع، اهمیتش از جمع هزاران موضوع، بیشتر و باارزش‌تر است. 
داستان عموم پیروزی‌ها و شکست‌های تاریخ، داستانِ توانایی یا ناتوانی در فهم و سنجش دقیق امکانات و محدودیت‌های خود و دیگران است. 
از نگاه من، مهمترین علت ناکامی ما ایرانی‌ها بخصوص در عرصه‌ی سیاست در دو قرن اخیر، عدم درک محدودیت‌های شخصی و جمعی و ملی خودمان بوده است. بسیاری انگار اصلاً چیزی به اسم محدودیت را به رسمیت نمی‌شناسد و حتی سخن گفتن از آن را جایز نمی‌دانند! تصورشان این است که محدودیت، در حکم عیب و نقصی زشت و زننده و مادرزادی است که نه فقط باید آن را پنهان کرد بلکه به میان کشیدن آن را هم باید ممنوع ساخت، چون اعتراف و حتی بحث در باره‌ی آن موجب سرشکستگی و آبروریزی در مقابل دوست و دشمن می‌شود! 
در هر امر انسانی وقتی محدودیت‌ها شناسایی و مورد تأیید قرار نگیرند، نوعی اراده‌گرایی متوهمانه و متهورانه بر عقل سلیم غالب می‌شود و کار به ماجراجویی‌های پرهزینه و نهایتاً شکست و تباهی می‌کشد. 
همه‌ی ناکامی‌های اخیر نیروهای اصطلاحاً برانداز ناشی ازعدم به رسمیت شناختن محدودیت‌های خود بود به طوری که هم هزینه‌ی سنگینی روی دوش جامعه گذاشتند و هم خود را ضایع کردند. 
همین رفتار از سوی طیفی از نیروهای اصطلاحاً سوپرانقلابی نیز در برابر جنگ دیده می‌شود. آن‌ها در رویارویی نظامی بین آمریکا و ایران، هیچ محدودیتی را برای کشور نمی‌پذیرند. تصورشان این است که همه‌ی محدودیت‌ها مربوط به جبهه‌ی مقابل و تمام امکانات مختص جبهه‌ی خودی است. از این رو با نوعی اراده‌گرایی خام‌طبعانه و نابالغانه، چنان از جنگ و تداوم آن استقبال می‌کنند که گویی کشور هیچ زیانی از آن ندیده و نخواهد دید و تمام زیان‌های آن، متوجه جبهه‌ی مقابل بوده و خواهد بود! 
این جماعت اگر مهار نشوند، با «پندار کمال‌» کشور را دچار خسرانی تاریخی خواهند کرد. وظیفه‌ی تیم مذاکره‌کننده این است که بر اساس سنجشی علمی و عقلانی از تمام امکانات و محدودیت‌های کشور و جبهه‌ی مقابل، فرمولی متوازن را دنبال کند و در دام اراده‌گرایی ماجراجویانه نیفتد. 
چه نغز و دقیق گفته است جناب مولانا: 
علتی بتر ز پندار کمال
نیست اندر جان تو‌ای ذو دلال!


نظرات شما