پیام ویژه - شب گذشته آسمان خلیج فارس و تنگه هرمز بار دیگر به صحنه رویارویی مستقیم ایران و آمریکا تبدیل شد. در حالی که مقامهای دیپلماتیک از ضرورت ادامه مذاکره سخن میگفتند، برخی چهرههای سیاسی مسیر دیگری را دنبال کردند؛ مسیری که بار دیگر این پرسش را مطرح میکند که در لحظات حساس امنیتی، صدای رسمی جمهوری اسلامی دقیقاً از کدام تریبون شنیده میشود؟
شب گذشته آسمان منطقه بار دیگر زیر سایه موشکها و پهپادها قرار گرفت. سقوط یک بالگرد آمریکایی در نزدیکی تنگه هرمز و حملات متقابل چندساعته میان ایران و آمریکا، آتشبسی را که طی هفتههای گذشته بارها در آستانه فروپاشی قرار گرفته بود، وارد مرحله تازهای از ابهام کرد.
به گزارش رویداد۲۴ ، ماجرا از جایی آغاز شد که رسانههای آمریکایی از سقوط یک بالگرد آپاچی ارتش آمریکا در نزدیکی تنگه هرمز خبر دادند. این بالگرد حامل دو نظامی آمریکایی بود و از همان ساعات نخست، اهمیت حادثه تنها به بعد نظامی آن محدود نماند. از نگاه واشنگتن، آسیب دیدن نیروهای آمریکایی یکی از مهمترین خطوط قرمز اعلامشده از سوی دونالد ترامپ محسوب میشود؛ خط قرمزی که بارها درباره آن هشدار داده شده بود.
روایت آمریکایی؛ حمله پهپادی و عملیات نجات بیسابقه
مقامهای نظامی آمریکا ساعاتی بعد در بیانیهای اعلام کردند به دستور مستقیم رئیسجمهور آمریکا، عملیات «حملات دفاع از خود» علیه ایران آغاز شده است.
در این بیانیه آمده بود: «این عملیات در پاسخ به سرنگونی یک بالگرد آپاچی ارتش آمریکا در روز گذشته انجام میشود. مأموریت جاری پاسخی متناسب به اقدام تجاوزکارانه و غیرموجه ایران است.»
براساس گزارش رسانههای آمریکایی، این بالگرد هنگام گشتزنی در نزدیکی سواحل عمان و تنگه هرمز هدف قرار گرفته است. نیویورک تایمز نخستین رسانهای بود که خبر سقوط را منتشر کرد و نوشت دو خدمه آن نجات یافتهاند؛ هرچند در ساعات ابتدایی علت دقیق سقوط مشخص نبود.
ارتش آمریکا مدعی است دو خلبان توسط یک شناور بدون سرنشین نیروی دریایی این کشور از آبهای نزدیک تنگه هرمز نجات داده شدند؛ عملیاتی که اگر روایت واشنگتن درست باشد، نخستین نمونه از چنین مأموریتی در تاریخ ارتش آمریکا محسوب میشود.
تیم هاوکینز، سخنگوی نیروی دریایی آمریکا، اعلام کرد خدمه بالگرد توسط شناور بدون سرنشین «کورسیر» نجات داده شدند؛ شناوری که از ماه مارس و همزمان با آغاز جنگ در منطقه مستقر شده بود.
به گفته او، نیروهای نجات ابتدا نظامیان را سوار این پهپاد دریایی کردند، سپس آنها به نقطهای امن در دریا منتقل شدند و در نهایت یک بالگرد عملیات انتقال نهایی را انجام داد.
این مأموریت توسط «کارگروه ۵۹» نیروی دریایی آمریکا انجام شد؛ یگانی که در زمینه استفاده از سامانههای بدون سرنشین دریایی تخصص دارد.
تهران: ما نبودیم
سرنگونی یک بالگرد آمریکایی میتوانست به راحتی آتشبس شکننده موجود را از بین ببرد. همه این تحولات حوالی ساعت شش عصر آغاز شد، اما آنچه در ساعات بعد رخ داد شاید از خود حادثه نظامی مهمتر بود؛ نمایش یک اختلاف آشکار در روایتهای داخلی.
در حالی که رسانههایی مانند سیانان، نیویورک تایمز و فاکسنیوز از سرنگونی بالگرد آمریکایی توسط پهپاد شاهد ایرانی سخن میگفتند و ترامپ اعلام کرده بود آمریکا «ناگزیر به پاسخ دادن» است، از تهران روایت دیگری مخابره شد.
شبکه الجزیره به نقل از معاون وزیر خارجه ایران گزارش داد: «تهران پشت حمله به بالگرد آمریکایی آپاچی نیست و هیچ هدفگیری عمدی از سوی ایران علیه بالگرد آمریکایی در آسمان تنگه هرمز صورت نگرفته است.»
همزمان خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، نیز به نقل از یک منبع نظامی نوشت: «در ۲۴ ساعت گذشته هیچ عملیات نظامی هجومی هوایی در تنگه هرمز انجام نشده است.»
تقریباً همزمان با این تکذیبها، مقامهای سیاسی ارشد کشور نیز تلاش کردند بر ادامه مسیر دیپلماسی تأکید کنند.
محمدباقر قالیباف در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ایران زبان دیپلماسی را ترجیح میدهد، هرچند زبانهای دیگر را روانتر بلد است.»
عباس عراقچی نیز در موضعی مشابه گفت: «ایران زبان دیپلماسی را ترجیح میدهد؛ با این حال همانگونه که رزمندگان شجاع ما به جهانیان نشان دادهاند، ما به زبانهای دیگر نیز سخن گفتن را بهخوبی میدانیم.»
فارغ از محتوای سیاسی این اظهارات، پیام آنها روشن بود؛ تهران نمیخواهد در شرایط فعلی از نردبان تنش بالا برود. پذیرش رسمی حمله به یک بالگرد آمریکایی حامل دو نظامی میتوانست دقیقاً خلاف چنین راهبردی باشد.
همین یک جمله کافی بود تا پرسشهای جدیدی شکل بگیرد. اگر ایران در این حادثه نقشی نداشته، این اظهار نظر بر چه مبنایی مطرح شده است؟ و اگر نقش داشته، چرا دستگاه دیپلماسی و رسانههای رسمی روایت دیگری ارائه میکنند؟
توییتی که همه چیز را تغییر داد
اما درست زمانی که به نظر میرسید روایت رسمی بر تکذیب نقش ایران استوار شده، یک پیام در شبکه اجتماعی ایکس همه معادلات را برهم زد.
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس و از چهرههای نزدیک به جریان پایداری، نوشت: «دستِ رزمندهای که بالگرد آمریکایی را ساقط کرده میبوسم!»
همین یک جمله کافی بود تا پرسشهای جدیدی شکل بگیرد. اگر ایران در این حادثه نقشی نداشته، این اظهار نظر بر چه مبنایی مطرح شده است؟ و اگر نقش داشته، چرا دستگاه دیپلماسی و رسانههای رسمی روایت دیگری ارائه میکنند؟
در نهایت، درگیری چندساعته با حملات متقابل پایان یافت. آمریکا اهدافی را در قشم، میناب، سیریک، بندرعباس و اهواز هدف قرار داد که بنا بر ادعای واشنگتن شامل سامانههای راداری، موشکی، مراکز فرماندهی و برخی زیرساختهای پشتیبانی بوده است.
در مقابل، گزارشهایی از حملات به پایگاههای آمریکایی در اردن، کویت و بحرین منتشر شد.
پنتاگون تأکید کرد پاسخ آمریکا «محدود و متناسب» بوده و سنتکام حوالی ساعت چهار بامداد به وقت تهران پایان عملیات را اعلام کرد.
چرا روایت نهایی مهم است؟
هنوز مشخص نیست روایت آمریکایی درباره نجات دو خلبان تا چه اندازه دقیق است. با این حال تقریباً تمام رسانههای اصلی آمریکا، از واشنگتن پست تا نیویورک تایمز، این عملیات را با جزئیات مشابه روایت کردهاند.
ترامپ نیز صبح امروز بخشهایی از یک سریال مشهور آمریکایی را در شبکه اجتماعی خود بازنشر کرد که در آن گفته میشد: «اگر یک آمریکایی کشته شود، پاسخ آمریکا متناسب نخواهد بود؛ فاجعه کامل در راه خواهد بود.»
اهمیت این پیام در آن است که ترامپ همزمان دو سیگنال متفاوت ارسال میکند؛ از یک سو حملات آمریکا را «محدود» میخواند و از سوی دیگر هشدار میدهد این محدود بودن ناشی از زنده ماندن نظامیان آمریکایی بوده، نه خویشتنداری واشنگتن.
در چنین شرایطی، حفظ ابهام عملیاتی میتواند بخشی از یک راهبرد بازدارندگی باشد. ایران در سالهای گذشته بارها مسئولیت برخی حملات منطقهای را رد کرده و آنها را «عملیات پرچم دروغین» خوانده است. بسیاری از این حملات نیز از سوی گروههای همسو با ایران در منطقه انجام شدهاند؛ بدون آنکه تهران مسئولیت مستقیم آنها را بر عهده بگیرد.
به همین دلیل، تکذیب نقش ایران در حادثه هلیکوپتر آمریکایی میتوانست در چارچوب همان الگوی شناختهشده قابل فهم باشد؛ ایجاد بازدارندگی بدون پذیرش رسمی مسئولیت.
در حالی که دستگاه دیپلماسی و برخی رسانههای نزدیک به نهادهای نظامی بر کاهش تنش تأکید داشتند، بخشی از جریان سیاسی حاکمیت مسیر متفاوتی را دنبال میکرد؛ جریانی که امروز پرچم مخالفت با هرگونه توافق را در دست گرفته و تریبونهای رسمی از صدا و سیما تا بلندگوی میادین را نیز در دست دارد.
به نظر میرسد آتش این دور از درگیری فعلاً خاموش شده باشد، اما تجربه شب گذشته یک بار دیگر اهمیت وجود موضعی واحد در شرایط حساس امنیتی را یادآوری کرد؛ شرایطی که هر پیام متناقض میتواند فراتر از یک اختلاف سیاسی داخلی، مستقیماً بر امنیت ملی کشور اثر بگذارد و کارشکنی های یک جریان تندرو می تواند کشور را به آتش بکشد.

علی قلهکی، فعال رسانه ای اصولگرا نوشت: «صداوسیما»، «زیر نویس شبکه خبر»، «منبع آگاه نظامی در تماس با خبرگزاری نهادِ نظامی»، «معاون وزیر خارجه»، همگی «ساقط کردن بالگرد آپاچیِ آمریکا توسط ایران را تلویحا را تکذیب کردند!»
ناگهان «سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس» گفته: «دستِ رزمندهای که بالگرد آمریکایی را ساقط کرده میبوسم!»
پینوشت: موضعگیریِ واحد در شرایطِ «بسیار خاص» که ممکن است امنیت ملی کشور را شدیدا تحتالشعاع قرار دهد، کمترین وظیفهی شوراهای بالادستیست. باز هم سوال میکنم؛ چه کسی مسئولِ این وضعیتِ اسفبارِ رسانهایست؟!