يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
فرهنگی و اجتماعی

رابطه حال‌وهوای خانه با وابستگی نوجوانان به اینستاگرام

رابطه حال‌وهوای خانه با وابستگی نوجوانان به اینستاگرام
پیام ویژه - ایسنا /محققان در مطالعه‌ای تازه، با تمرکز بر تجربه‌های عاطفی نوجوانان در محیط خانواده، کوشیده‌اند ارتباط این تجربه‌ها را با رفتارهای دیجیتال و استفاده مداوم از ...
  بزرگنمايي:

پیام ویژه - ایسنا /محققان در مطالعه‌ای تازه، با تمرکز بر تجربه‌های عاطفی نوجوانان در محیط خانواده، کوشیده‌اند ارتباط این تجربه‌ها را با رفتارهای دیجیتال و استفاده مداوم از شبکه‌های اجتماعی بررسی کنند.
گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی در سال‌های اخیر به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی نوجوانان تبدیل شده‌اند و نقش مهمی در شکل‌گیری روابط، هویت و سلامت روان آن‌ها ایفا می‌کنند. از یک سو، این ابزارها امکان ارتباط مداوم با دوستان، همسالان و شبکه‌های حمایتی را فراهم می‌کنند و می‌توانند احساس تعلق و دیده‌شدن را تقویت کنند. تعاملات اجتماعی آنلاین، اگر به شکل متعادل باشند، به نوجوانان کمک می‌کنند با فشارهای روزمره کنار بیایند و احساس تنهایی کمتری را تجربه کنند. همچنین شبکه‌های اجتماعی بستری برای ابراز خود، خلاقیت و مشارکت اجتماعی فراهم می‌کنند که می‌تواند به رشد فردی نوجوانان کمک کند.
در مقابل، استفاده افراطی از شبکه‌های اجتماعی با پیامدهای منفی متعددی همراه است. پژوهش‌های مختلف نشان داده‌اند که مصرف بیش از حد این فضاها می‌تواند با افزایش اضطراب، افسردگی، کاهش رضایت از زندگی و اختلال در تنظیم هیجان همراه باشد. مقایسه مداوم خود با تصاویر و سبک‌های زندگی ایده‌آل و غیرواقعی، فشار روانی قابل‌توجهی ایجاد می‌کند. در میان شبکه‌های اجتماعی، اینستاگرام به دلیل ماهیت تصویری و محبوبیت گسترده در میان نوجوانان ایرانی، بیشتر در معرض استفاده آسیب‌زا قرار دارد. اعتیاد به اینستاگرام به‌عنوان نوعی اعتیاد رفتاری شناخته می‌شود که با میل کنترل‌نشده به استفاده مداوم، حتی با وجود پیامدهای منفی در زندگی روزمره، مشخص می‌شود و می‌تواند خواب، تمرکز، روابط خانوادگی و عملکرد تحصیلی نوجوانان را مختل کند.
بازار
در رابطه با این موضوع مهم، فاطمه حمیدزاده از گروه روانشناسی واحد لاهیجان دانشگاه آزاد اسلامی به همراه یکی از همکاران هم‌دانشگاهی خود، پژوهشی را با تمرکز بر نقش محیط خانواده و برخی ویژگی‌های روانی نوجوانان انجام داده‌اند. این پژوهش با نگاهی به ارتباط میان کیفیت روابط عاطفی در خانواده و الگوهای استفاده نوجوانان از اینستاگرام طراحی شده و تلاش کرده است نشان دهد چگونه یک عامل روان‌شناختی واسطه می‌تواند این رابطه را توضیح دهد. محققان با تکیه بر ادبیات علمی موجود و داده‌های میدانی، به بررسی این موضوع پرداخته‌اند که آیا تجربه‌های عاطفی در خانواده می‌تواند به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر رفتارهای آنلاین نوجوانان اثر بگذارد.
این پژوهش بر روی ۲۵۰ نفر از دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم شهر رشت و با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد انجام شده است. داده‌های این مطالعه با نرم‌افزارهای آماری و روش‌های تحلیلی پیشرفته بررسی شده‌اند تا روابط میان عوامل مختلف به‌دقت مشخص شود.
یافته‌های پژوهش نشان دادند که هرچه جو عاطفی خانواده مثبت‌تر باشد، احتمال بروز رفتارهای اعتیادگونه در استفاده از اینستاگرام کاهش می‌یابد. در مقابل، افزایش بی‌حوصلگی در نوجوانان با افزایش گرایش به استفاده افراطی از این شبکه اجتماعی همراه بوده است. همچنین مشخص شد که جو عاطفی خانواده رابطه مستقیمی با میزان بی‌حوصلگی دارد و خانواده‌های حمایتگر می‌توانند این حالت روانی را در نوجوانان کاهش دهند.
در این مطالعه تأکید شده است که جو عاطفی خانواده هم به‌طور مستقیم و هم از طریق تأثیر بر بی‌حوصلگی، با اعتیاد به اینستاگرام در نوجوانان ارتباط دارد. به بیان ساده، محیط خانوادگی پرتنش می‌تواند احساس کسالت و نارضایتی را افزایش دهد و نوجوانان را به سمت استفاده افراطی از فضای مجازی به‌عنوان راهی برای فرار سوق دهد. در مقابل، خانواده‌ای با ارتباط عاطفی قوی و حمایتگر می‌تواند نقش محافظتی داشته باشد و از شکل‌گیری چنین الگوهایی جلوگیری کند.
بر این اساس، بی‌حوصلگی به‌عنوان یک عامل واسطه، اهمیت ویژه‌ای دارد. بی‌حوصلگی حالتی است که فرد احساس می‌کند فعالیت‌های اطرافش معنا یا جذابیت کافی ندارند و به دنبال محرک‌های فوری می‌گردد. شبکه‌های اجتماعی با پاداش‌های سریع مانند لایک و پیام، به‌راحتی می‌توانند این نیاز را پاسخ دهند. بنابراین کاهش بی‌حوصلگی از طریق فعالیت‌های خانوادگی، آموزشی و اجتماعی می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از استفاده آسیب‌زا از اینستاگرام داشته باشد.
از منظر کاربردی، محققان پیشنهاد می‌کنند برای رفع این معضل، برنامه‌های آموزشی و کارگاه‌هایی برای والدین با هدف بهبود جو عاطفی خانواده و تقویت مهارت‌های ارتباطی برگزار شود. همچنین برای نوجوانان، برنامه‌هایی جهت مدیریت بی‌حوصلگی، افزایش مهارت‌های مقابله‌ای و یافتن فعالیت‌های معنادار خارج از فضای مجازی می‌تواند مفید باشد. این مداخلات می‌تواند در مدارس، مراکز مشاوره و خدمات روان‌شناختی به‌صورت فردی یا گروهی اجرا شود و به ارتقای سلامت روان نوجوانان کمک کند.
گفتنی است این یافته‌های علمی-پژوهشی در «نشریه روان پرستاری» که نشریه‌ای وابسته به انجمن علمی پرستاری ایران است و به انتشار پژوهش‌های مرتبط با سلامت روان، مراقبت و مسائل رفتاری می‌پردازد، انعکاس یافته‌اند.


نظرات شما