پیام ویژه - جمهوری اسلامی /متن پیش رو در جمهوری اسلامی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
قادر باستانی تبریزی| در ماههای اخیر، درجه حرارت افکار عمومی در ایران بهطرز محسوسی درحال افزایش است. مجموعهای از رسانهها و کانالهای خارج از کشور، در کنار برخی جریانهای فعال در داخل، با تمرکز مداوم بر حساسترین زخمهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، میخواهند شعلهای از دیماه را روشن کنند که در طوفان جنگ خاموش شده بود. کنار هم گذاشتن این نشانهها، وجود یک خط رسانهای و عملیات روانی هدفمند ازسوی دشمن برای تشدید شکافهای جامعه را نشان میدهد که اگر درست مهار نشود، نفرت متقابل را تشدید و جامعه را به سمت رویارویی خیابانی سوق میدهد. در پیامرسان ایتا، برخی جریانهای نفوذی در پی تحریک یک قطب جامعهاند و در سوی دیگر، رسانههای مخالف با انتشار پیدرپی اخبار تحریکآمیز، قطب مقابل را به واکنش وامیدارند. حاصل، دو سوی یک آتش است که هر روز شعلهورتر میشود و اگر این روند ادامه پیدا کند، جامعه را به نقطهای خواهد رساند که بازگرداندن آن از لبه رویارویی، دشوار و پُرهزینه خواهد بود.
انتشار گسترده تصاویر برخورد خشونتآمیز مأموران انتظامی با یک نوجوان در تبریز، نمونه قابل تأملی از این روند است. چنین تصاویری وقتی با سرعت در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشوند، دیگر در محدوده یک رفتار فردی باقی نمیمانند. عدهای تلاش میکنند در فضای قطبی، یک خطای موردی را به نمادی علیه کل ساختار حکمرانی تبدیل و احساس خشم و بیاعتمادی را در بخشهایی از جامعه تشدید کنند. در چنین شرایطی، عجیب نیست که ترامپ و نتانیاهو نیز به این شکافها چشم بدوزند و تصور کنند میتوانند از اختلافات و گسلهایی که جریانهای شکافساز در داخل ایجاد یا تشدید میکنند، برای پیشبرد اهداف خود بهره بگیرند.
همین الگو را میتوان در موضوعات دیگری نیز مشاهده کرد. اخبار مربوط به اعدامها همچنان در رسانههای مخالف نظام با دامنهای گسترده بازتاب مییابد و همزمان، گزارشهایی درباره خودکشی برخی از افراد مرتبط با حوادث دیماه منتشر میشود که صحت و جزئیات هر یک، نیازمند بررسی مستقل و دقیق است. با این حال، در فضای ملتهب امروز، صرف انتشار این روایتها برای بازگرداندن زخمهای دیماه به افکارعمومی کافی است.
در سوی دیگر، اقتصاد و اوضاع معیشتی مردم نیز به میدان تحریک افکار عمومی تبدیل شده است. اما شاید خطرناکتر از خود این اخبار، شکل توزیع آنهاست. جامعهای که گروههای مختلف آن فقط صدای همفکران خود را میشنوند، آرامآرام توان گفتوگو را از دست میدهد. شبکههای اجتماعی به جای پل ارتباطی، به جزیرههای جدا از هم تبدیل شدهاند. وقتی هر گروه در فضای بسته خود زندگی کند، تصویرش از «دیگری» نیز به تدریج غیرواقعیتر و خصمانهتر میشود. در این وضعیت، کاربران رادیکال فعالتر از کاربران میانهرو میشوند و تصویری که از جامعه ساخته میشود، از واقعیت جامعه تُندتر است.
این همان نقطهای است که باید درباره فضای عمومی پیامرسان «ایتا» و دیگر فضاهای بسته ارتباطی با دقت بیشتری اندیشید. ایتا امکان مواجهه مستمر کاربران با دیدگاههای متفاوت را کاهش داده و به تشدید قطبیشدن کمک کرده است. جامعه سالم جامعهای نیست که در آن همه مثل هم فکر کنند. جامعه سالم جامعهای است که افراد متفاوت بتوانند یکدیگر را بفهمند، حتی اگر با یکدیگر موافق نباشند. توانایی دیدن مسئله از چشم دیگری، یکی از مهمترین پایههای جلوگیری از خشونت اجتماعی است.
اگر رسانههای معاند از یک سو بر زخمهای جامعه دست میگذارند و آنها را برجسته میکنند، رسانه ملی و رسانههای همسو، نباید با سکوت، تأخیر، روایتهای برانگیزاننده نفرت یا ادبیات تحریکآمیز، میدان را برای آنان خالی و دوقطبی را تشدید کنند. در شرایطی که هر تصویر و خبر میتواند به سرعت به موجی اجتماعی تبدیل شود، پرهیز از تشدید اختلاف و تفرقهافکنی، بخشی از امنیت اجتماعی است. در چنین شرایطی، عملکرد دولت، مجلس، قوه قضائیه، شهرداریها، نهادهای فرهنگی و بهویژه صداوسیما باید متناسب با یک وضعیت حساس اجتماعی باشد.
ازسوی دیگر، اختلاف میان نیروهای درون ساختار قدرت نیز اگر به نزاع دائمی و حذف متقابل تبدیل شود، پیام بدی به جامعه میدهد. نمیتوان از مردم انتظار داشت وحدت داشته باشند اما در سطوح بالای حکمرانی، هر اختلافی به جنگ رسانهای تبدیل شود. وحدت با مسئولیتپذیری، تحمل اختلاف، گفتوگوی درونساختاری و حل مسئله ساخته میشود.
در پیام ششم شهریور، رهبر انقلاب با صراحت تأکید کردند که «ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است» و همزمان نسبت به سخنان ناامیدکننده و «دوگانهسازیهای موهوم» هشدار دادند. با این حال، بخشی از جریانهای تُندرو خود را مخاطب این هشدار نمیدانند و همچنان بر طبل اختلاف میکوبند و با ادبیاتی آکنده از تخریب و اتهام، به تشدید شکافهای درون جامعه و حتی درون ساختار سیاسی دامن میزنند. اگر انسجام اجتماعی یک ضرورت ملی و یک دستور صریح است، چرا با رفتارهایی که آشکارا در جهت عکس آن حرکت میکنند، برخورد مؤثر و بازدارندهای صورت نمیگیرد؟ نمیتوان همزمان از وحدت سخن گفت و در برابر فضایی که هر روز بر شدت نفرتپراکنی، تخریب و دوقطبیسازی در آن افزوده میشود، سکوت کرد. فضای ایتا بهعنوان یکی از نمونههای روشن این وضعیت، نیازمند توجه جدی و مسئولانه است.
قطبیشدن جامعه اگر امروز مهار نشود، فردا دیگر مسئله یک جناح و جناح دیگر نخواهد بود، مسئله ایران خواهد بود. راه بازگشت، در کاهش تنش، ترمیم اعتماد، برخورد مسئولانه با خطاها و باز کردن دوباره مسیر گفتوگو میان بخشهای مختلف جامعه است. امروز بیش از همیشه به کسانی نیاز داریم که به جای دمیدن بر آتش اختلاف، برای خاموش کردن آن قدم بردارند. هرکس مسئولیتی دارد، باید سهم خود را در پایین آوردن درجه حرارت جامعه ایفا کند چون در آتش قطبیشدن، کسی بیرون از آتش نخواهد ماند.