سه شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵
سیاسی

یک فعال رسانه ای مطرح کرد

اعتراضات در فرانسه و جولان جهل در فضای فارسی زبان/ از ادعاهایی چون «انقلاب اسلامی در فرانسه» تا اظهاراتی مانند «کارمای ۵۷» و «چپ هرگز نفهمید»

اعتراضات در فرانسه و جولان جهل در فضای فارسی زبان/ از ادعاهایی چون «انقلاب اسلامی در فرانسه» تا اظهاراتی مانند «کارمای ۵۷» و «چپ هرگز نفهمید»
پیام ویژه - یک فعال رسانه نوشت: از حجم جهلی که درباره تحلیل اعتراضهای فرانسه در فضای فارسی زبان رخ داده می‌ترسم‌.
  بزرگنمايي:

پیام ویژه - یک فعال رسانه نوشت: از حجم جهلی که درباره تحلیل اعتراضهای فرانسه در فضای فارسی زبان رخ داده می‌ترسم‌.

‌مجتبی نجفی در یادداشتی با عنوان «اعتراضها در فرانسه، جولان جهل در فضای فارسی زبان» در تحلیل اعتراضات فرانسه منتشر کرد و نوشت: 
از حجم جهلی که درباره تحلیل اعتراضهای فرانسه در فضای فارسی زبان رخ داده می‌ترسم‌. نگاههای ساده ساز تک بعدانگار که تنها چیزی که نمی‌شناسند بررسی و پرسشگری است، از چند فیلم و ویدیو یک رخداد چندبعدی و پیچیده را در چند واژه و کلمه تعریف می‌کنند. یکی از انقلاب اسلامی در فرانسه حرف می‌زند، یکی می‌گوید ببین کارمای پنجاه و هفت کار خودش را کرد. یکی می‌گوید "چپ هرگز نفهمید". جهل مدرن اینگونه تعریف می‌شود: میتوانی بهترین مدرک دانشگاهی را داشته باشی، با بهترین امکانات در بهترین شهرهای جهان زندگی کنی، راحت بنویسی، بخوانی اما اندازه یک بچه دبستانی هم ذهنیت انتقادی نداشته باشی.
آنچه که در فرانسه رخ داده یک جنبش یکدست نیست که شما با یک خط و چند واژه آنرا تعریف کنی. بازیگران جنبش متنوع اند. از جوانان که در مدارس و دانشگاهها علیه کیفیت پایین آموزش، کمبود معلم و شلوغی کلاسها قیام کردند تا " جلیقه زرد"هایی که فرصت را برای نمایش دوباره خود فراهم دیدند، تا گروهها و افراد مستقلی که از طبقات پایین جامعه علیه کاهش قدرت خرید مردم اعتراض کردند، تا اولترا چپ ها، آنارشیستها و...که سردسته حمله اند. این جنبش هم چپ دارد هم راست، مطالبه سیاسی دارد، معیشتی دارد، صنفی دارد،...انگیزه ها متفاوت و بازیگران متنوع اند. آن ساختار طبقاتی که از دوران جنگ سرد در ذهن شما فرو کرده اند به هم ریخته.
بعد اقتصادی این جنبش به بحران ریشه دار اقتصاد فرانسه مرتبط است که سالیان زیادی تداوم داشته. جنگ اوکراین - روسیه و ایران با اسراییل و آمریکا، این بحران را تشدید و‌ رشد اقتصادی اندک فرانسه را ناچیز کرده. اما این به این معنا نیست ریشه اصلی این اعتراضها، جنگها هستند. سالیان طولانی است فرانسه صحنه جنبش و اعتراض است. بین ایده دولت رفاهی و هزینه های سنگین دولت تعارض ایجاد شده و پشت این تعارض، چالشهای بزرگ سیاسی و تنشهای فرهنگی خلق می‌شوند.
اعتبار نهاد دولت در فرانسه کاهش یافته. چون در حل بحرانها ناموفق بوده. بدبینی به سیاستمداران افزایش یافته و نگاههای رادیکال چپ و راست، در بحران احزاب سنتی سوسیالیست و جمهوریخواهان قدرت یافته اند به گونه ای که برخی از نظرسنجی ها انتخابات سال بعد را صحنه رویارویی "مارین لوپن" نامزد حزب راست افراطی و "جان لوک ملانشن" نامزد چپ های رادیکال می دانند. این تقابل نشان می دهد تا چه اندازه نفوذ نگاههای دو قطبی در حال افزایش اند و جالب است راست و چپ رادیکال در حال یارگیری از جوانان، کارگران و فقرا هستند.
بحران هویت ملی در فرانسه را هم نباید دست کم گرفت. بین روایت لائیسیته فرانسوی با تجربه زیسته برخی مهاجران فاصله افتاده. به عبارتی گسست ارزشی رخ داده و زبان مدافع سرسخت لاییسیته با برخی نسل های جدید مهاجران تقابل هویتی پیدا کرده و این مساله بغرنج در چارچوب چالش جامعه چندفرهنگی قابل بررسی است که فقط خاص فرانسه نیست. مدیریت مساله تکثر یک چالش عمده جوامع دموکراتیک است.
اعتراضهای فرانسه از این منظر در چارچوب کلان مسایل " معیشت و کاهش کیفیت زندگی" " بحران هویتی و‌ گسست نظامهای ارزشی" " بحران نهاد دولت در حل مسایل انباشت شده"، " تغییر ساختاری بازیگران سیاسی در عرصه های عمومی توسعه یافته و بحران احزاب سنتی" قابل تفسیرند و اینها سرفصل های کلان برای انجام پژوهش های جدید است. اما شما هموطن عزیز خیلی خوبی. کارت راحت است. با کارما و انقلاب اسلامی و "آخش اوفتون شد" و...نه نیازی به پژوهش دارید نه واکاوی مساله. اینجا سالیان زیادی درس خوانده، تدریس کرده، زیست کرده ام، سه دولت سارکوزی، اولاند و مکرون را به چشم دیده ام، پژوهش های مختلف را خوانده، با افراد زیادی از گرایشهای سیاسی مختلف حرف زده ام، برای همین متن هم آنقدر وسواس و احتیاط دارم که نگو و نپرس. خوش به حالتان راحتید.


نظرات شما