دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵
یادداشت

فعالان اصلاح‌طلب و اصولگرا: باید مذاکره کرد

فعالان اصلاح‌طلب و اصولگرا: باید مذاکره کرد
پیام ویژه - اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست مهدی بیک‌اوغلی| در فاصله ۴۸ساعت باقیمانده تا موعد انتخابات امریکا و ترسیم ...
  بزرگنمايي:

پیام ویژه - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مهدی بیک‌اوغلی| در فاصله 48ساعت باقیمانده تا موعد انتخابات امریکا و ترسیم صف‌کشی سیاسی ایالات متحده طی 2سال آینده، فضای سیاسی و عمومی کشورمان همچنان تحت‌الشعاع نامه ونس، اظهارات روز یکشنبه سردار محسن رضایی، دبیر شعام و تحولات پیرامونی آن قرار دارد. تقدیم نامه اخیر ونس به دبیر شعام و طرح گزینه‌هایی چون مذاکرات مستقیم، آزادسازی دارایی‌های مسدودی ایران، رفع محاصره و بازگشایی تنگه هرمز، گمانه‌زنی‌ها درباره گشایش‌های دیپلماتیک جدید را وارد فاز تازه‌ای کرده است. در شرایطی که اظهارنظرهای مختلفی در خصوص این دور از مذاکرات شکل گرفته، طیفی از کارشناسان معتقدند اراده سیاسی دوسویه‌ای برای پایان دادن به وضعیت فرسایشی و نامتعادل کنونی شکل گرفته است. اظهارات سردار سرلشکر رضایی در خصوص تغییر لحن ایالات متحده و اظهار امیدواری در خصوص امکان دستیابی به یک درک مشترک دورنمای پیش‌رو را متفاوت ساخته است. برای ارزیابی ابعاد مختلف موضوع، «اعتماد» گفت‌وگوهایی را با حسین نورانی‌نژاد قائم‌مقام حزب اتحاد ملت، اسدالله بادامچیان رییس شورای مرکزی حزب موتلفه و علی صوفی فعال سیاسی اصلاح‌طلب ترتیب داده تا ابعاد و زوایای گوناگون مواجهه با این دریچه تازه مذاکراتی بررسی شود. این تحلیلگران معتقدند ایران باید در راستای منافع ملی خود از این دریچه مذاکراتی بهره جسته و تلاش کند زمینه‌های پایان دادن به محاصره دریایی را فراهم سازد.
حسین نورانی‌نژاد: سه رویکرد تسلیم، جنگ‌طلبی و تنش‌زدایی در مواجهه با امریکا وجود دارد
حسین نورانی‌نژاد در تحلیل نامه اخیر ونس خطاب به دبیر شعام، ضمن تشریح سه رویکرد موجود در برابر پدیده جنگ، رویکرد دولت چهاردهم و شخص مسعود پزشکیان را مبتنی بر مدیریت هوشمندانه خصومت‌ها و اجتناب از نگاه‌های تقدیرگرایانه می‌داند.
این تحلیلگردر تشریح ارزیابی خود از فضای سیاسی و امنیتی موجود اظهار می‌دارد: «ما در مواجهه با مقوله جنگ با سه رویکرد مشخص روبه‌رو هستیم؛ نخست رویکرد تسلیم است، دوم رویکرد جنگ‌طلبی و اصرار بر تداوم درگیری است و سوم رویکردی است که تاکید می‌کند اگر هم جنگی ضرورت پیدا کرد یا تحمیل شد، هدف نهایی باید دستیابی به یک توافق منطقی و پایدار باشد و اصالت را به توافق داد.»
نورانی‌نژاد می‌افزاید: «کسانی که تصور می‌کنند وقوع جنگ اجتناب‌ناپذیر بوده است، گزینه‌های مناسبی برای حل‌وفصل این‌گونه مسائل و بحران‌ها ارایه نمی‌کنند، چراکه این افراد همچنان به شکلی قضا و قدری و تقدیرگرایانه به ماجرا نگاه می‌کنند و تحولات کلان را از دایره اراده و تدبیر سیاسی خارج می‌دانند.»
این فعال سیاسی با اشاره به مرزبندی میان رویکرد واقع‌بینانه و نگاه‌های شعارزده تصریح می‌کند: «وقتی می‌گوییم جنگ قابل اجتناب بود و می‌توانست رخ ندهد، به این معنا نیست که ما مقصر اصلی بوده‌ایم، بلکه مقصود این است که چگونه می‌توان خصومت و دشمنی طرف مقابل را به گونه‌ای مدیریت کرد که کار به جنگ کشیده نشود. این گزاره هرگز به این معنا نیست که ایالات متحده امریکا متجاوز نیست، بلکه معنای دقیق آن، این است که ما باید با تدبیر و سیاست‌ورزی درست، شرایطی را فراهم کنیم که متجاوز نتواند اهدافش را محقق کند یا دست‌کم بهانه‌ای برای دست زدن به تجاوز پیدا نکند.»
او در ادامه خاطرنشان می‌کند: «این رویکرد، دقیقا یک رویکرد متفاوت و عقلانی است که دولت آقای پزشکیان در حال پیگیری آن است؛ رویکردی که تفاوت‌های آشکاری با جریان‌هایی تندرو و ارگان‌هایی نظیر صداوسیما دارد که به‌ جای حل دیپلماتیک چالش‌ها، از ایده‌هایی همچون خروج از ان‌پی‌تی و ... سخن به میان می‌آورند و فاقد نگاه جامع‌نگر به منافع ملی کشور هستند. در نهایت باید توجه داشت که هر روزنه‌ای که از طریق آن بتوان منافع ملی را محقق کرد باید در دستور کار قرار گرفته و زمینه‌های بهره‌برداری از آن فراهم شود.»
اسدالله بادامچیان: مذاکره در راستای منافع ملی ایرادی ندارد و باید از آن بهره برد
اسدالله بادامچیان، رییس شورای مرکزی حزب موتلفه از زاویه دیگری به بحث ورود کرده و با تبیین موضع طیف‌هایی از اصولگرایان سنتی نسبت به مساله دیپلماسی با ایالات متحده، مذاکره را نه یک «هدف و اصل ذاتی»، بلکه «ابزاری منوط به تحقق منافع ملی» دانست. بادامچیان در گفت‌وگو با «اعتماد» ضمن اشاره به سوابق پیمان‌شکنی‌های کاخ سفید و ادعای ارسال پیام از سوی جی‌دی ونس، معاون دونالد ترامپ تاکید کرد که هرگونه ورود به فرآیند گفت‌وگو باید با هوشیاری کامل در برابر فریب‌های سیاسی و با تصمیم نهایی شورای عالی امنیت ملی و رهبر معظم انقلاب صورت گیرد.
این فعال سیاسی اصولگرا با نقد رویکردی که تحت هر شرایطی نسخه مذاکره می‌پیچد، تصریح کرد که مذاکره به خودی خود موضوعیت و اصالت ندارد، بلکه مذاکره و گفت‌وگو و دیپلماسی صرفا ابزاری کارکردی در خدمت اهداف کلان کشور است. به گفته این فعال سیاسی، اگر خروجی یک میز گفت‌وگو تامین‌کننده عینی و ملموس منافع نظام کشور و ملت ایران باشد، اقدام به آن عقلانی و مفید است؛ اما در صورتی که این روند به یک بازی سیاسی یک‌طرفه یا سناریویی برای غافلگیری، فریب و وارد آوردن ضربه به کشور تبدیل شود، ورود به آن غیرعاقلانه است.
این چهره ارشد حزب موتلفه با یادآوری سوابق تاریخی بدعهدی‌های امریکا و اقدامات پیشین دولت‌های مختلف این کشور (از جمله تخریب میزهای گفت‌وگو و اعمال فشارهای همه‌جانبه برای ضربه زدن به حیات اقتصادی و استقلال ایران) تاکید می‌کند: «واشنگتن بارها نشان داده که از مفهوم دیپلماسی به عنوان ابزار سوءاستفاده بهره می‌برد. در شرایطی که طرف مقابل با ادعای به زانو درآوردن کشور و کشاندن ایران به عصر حجر و... رجزخوانی می‌کرد، هر گونه پیام یا سیگنال تمایل به گفت‌وگو از سوی معاون ترامپ نشان‌دهنده ناکامی در استراتژی پیشین و یک نقطه قوت آشکار در مسیر تاب‌آوری مردم و کشور است.»
بادامچیان خاطرنشان می‌کند: «تا زمان نامشخص بودن متن، نیات و ابعاد دقیق چنین پیام‌هایی، نمی‌توان قضاوتی قطعی درباره آن داشت؛ با این حال تاریخچه رفتار ترامپ و اطرافیانش اجازه خوشبینی ساده‌لوحانه را نمی‌دهد. واشنگتن و متحدان غربی‌اش در حال حاضر در باتلاق جنگ‌ها و هزینه‌های راهبردی خود گرفتار شده‌اند و چه بسا تمایل آنها به گفت‌وگو، تلاشی برای کاستن از این فشارهای فزاینده باشد.»
رییس شورای مرکزی حزب موتلفه مرز میان «خدعه» و «فرصت» را بسیار باریک دانست و یادآور می‌شود: «جمهوری اسلامی نباید در دام سناریوهای فریبکارانه گرفتار شود، اما چنانچه روزنه‌ای واقعی برای پیگیری حقوق ملت فراهم‌ آید، می‌توان از آن به نحو شایسته استفاده کرد.»
بادامچیان در پایان با اشاره به ساختار تفکیک وظایف و فرآیند تصمیم‌گیری در حوزه سیاست خارجی کشور یادآور می‌شود: «پرونده‌های کلان و استراتژیک نظیر مذاکره، به تصمیم فردی یا حزبی وابسته نیست، بلکه فرآیندی کاملا حاکمیتی است که تصمیم‌سازی آن در بستر شورای عالی امنیت ملی و با هماهنگی مسوولان ارشد دولتی شکل گرفته و فصل‌الخطاب نهایی آن مطابق قانون اساسی بر عهده رهبر انقلاب است.»
علی صوفی: بن‌بست «نه جنگ و نه صلح» باید شکسته ‌شود
علی صوفی، وزیر کار دولت اصلاحات، تحلیلگر دیگری است که ابعاد این نامه، نقش میانجیگری قطر، پیامدهای تحولات میدانی نفت و چشم‌انداز مذاکرات هسته‌ای را مورد تحلیل و واکاوی قرار داده است.
صوفی در تشریح ارزیابی خود از محتوای این نامه می‌گوید: «درباره این نامه، نظرات متفاوتی از سوی موافقان، مخالفان و طیف‌های میانه مطرح می‌شود. با این حال، بررسی دقیق متن نشان می‌دهد که پنج مورد کلیدی در این پیام گنجانده شده که شامل مذاکرات مستقیم، آمادگی برای حل سریع مشکلات در کوتاه‌مدت، رفع محاصره و در نهایت بازگشایی تنگه هرمز است. بر اساس اعلام دبیر شعام اکنون کشورمان در مرحله پاسخگویی به این پیشنهادها قرار دارد. در شرایطی که قیمت نفت در بازارهای جهانی روند صعودی به خود گرفته است، به نظر می‌رسد رویکردهای نظامی ایالات متحده امریکا کارایی خود را از دست داده و دیگر پاسخگوی مقتضیات میدانی و سیاسی نبوده است؛ موضوعی که ضرورت بازنگری در راهبردهای طرف مقابل را دوچندان می‌کند.»
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به تحرکات دیپلماتیک منطقه‌ای تصریح می‌کند: «به هر حال، قطر به دنبال آن است که زمینه شکل‌گیری یک مذاکره مستقیم میان ایران و امریکا را در آینده‌ای نزدیک فراهم کند. این روند دیپلماتیک که در حال طی شدن است، کاملا امیدوارکننده ارزیابی می‌شود؛ به‌ویژه وقتی آن را در کنار مواضع اخیر رهبری و تاکیدات چهره‌هایی چون آقای محسن رضایی قرار دهیم که تصریح کرده‌اند وضعیت بلاتکلیف «نه جنگ و نه صلح» باید پایان یابد.»
او در ادامه می‌گوید: «مشخص است که عزم و اراده در این سوی میدان وجود دارد تا تکلیف این پرونده مشخص شود؛ طبیعتا سوی دیگر این وضعیت نیز دیگر جنگ نخواهد بود. اگر قرار باشد از شرایط فرسایشی «نه جنگ و نه صلح» عبور کنیم، معنای منطقی آن حرکت به سمت میز مذاکره و به سرانجام رساندن کار است. از سوی دیگر می‌بینیم که میانجیگری‌ها به ‌شدت فعال شده و قطر محور کار را در دست گرفته است تا این روند را به مرحله اجرا برساند. بر همین اساس، پیام ونس نیز می‌تواند دقیقا در همین راستا ارزیابی شود و به نظر من در حال نزدیک شدن به یک نقطه عطف و امیدوارکننده هستیم.»
صوفی با اشاره به ابعاد محوری پیام دریافتی خاطرنشان می‌کند: «اگرچه پیام‌های چندمحوری از اهمیت بالایی برخوردارند، اما درهم‌تنیده شدن این مباحث با پرونده هسته‌ای ممکن است از سوی ایران با اماواگرهایی روبه‌رو شود و پذیرش یکجای آن را با چالش مواجه کند. با این وجود، فکر می‌کنم با توجه به بیانات صریح رهبری مبنی بر لزوم پایان دادن به ادامه وضعیت «نه جنگ و نه صلح» و فیصله دادن به آن، احتمالا پای مذاکرات هسته‌ای نیز به میان خواهد آمد تا کل این قضیه به‌ صورت اساسی فیصله پیدا کند و پرونده بسته ‌شود.»


نظرات شما