پیام ویژه - فرهیختگان / «شگفتانه راهبردی» عنوان سرمقاله در روزنامه فرهیختگان به قلم محمدمهدی اسماعیلی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
یکی از مسائل بنیادین در مناسبات جمهوری اسلامی ایران و آمریکا، نظام محاسباتی حاکم بر تصمیمگیری در واشنگتن است. تهدیدهای مکرر درباره آغاز یا پایان سریع جنگ، این پرسش را ایجاد میکند که آمریکا رفتار ایران را بر اساس کدام پیشفرضها تفسیر میکند.
چهار فرض نیازمند آزمون است: نخست، ایران پیشدستی نمیکند؛ دوم، واکنش آن با توقف حمله متوقف میشود؛ سوم، دامنه پاسخ ایران نسبت به تجربههای گذشته قابل پیشبینی است؛ چهارم، ایران حتی پس از متحمل شدن خسارتهای شدید، مذاکره را میپذیرد.
نمونهای روشن، تحلیل بنجامین جنسن در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی است. او در فوریه ۲۰۲۶، پیش از گسترش جنگ، از احتمال محدود ماندن اولیه خشونت و حفظ فضای چانهزنی سخن گفت و رفتار ایران را در چارچوب پاسخ محدود و مدیریت تشدید بحران بررسی کرد. چنین خوانشی، اگر مبنای تصمیمگیری عملیاتی قرار گیرد، میتواند تصویری ناقص از آستانه تحمل، توان واکنش و منطق تصمیمگیری ایران به دست دهد.
جنگ سوم و تغییر محاسبات
جنگ سوم زمانی برای تصویر پیشین از حدود واکنش و ظرفیت تحمل هر طرف بود. گسترش دامنه درگیری به پایگاههای نظامی، اختلال در حملونقل دریایی و زنجیره تأمین، هزینههای بحران را از سطح نظامی مستقیم فراتر برده و در محاسبات هر دو طرف، نقش تنگه هرمز در این تحول مهم است؛ اما باید میان «افزایش اهرم چانهزنی» و «پیروزی قطعی» تمایز گذاشت. اختلال در جریان انرژی و کشتیرانی میتواند هزینههایی بر هر طرف تحمیل کند، ولی همزمان به تجارت و معیشت مردم نیز آسیب میزند.
شگفتانه راهبردی چیست؟
شگفتانه راهبردی در معنای دقیق خود، ظهور واقعیتی است که طرف مقابل آن را در محاسبات و معادلات نظامی خود لحاظ نکرده است. تابآوری زیرساختها و توان حفظ خدمات اساسی در بحران، گسترش تهدید علیه منافع حیاتی و وجودی و مقاطع سیاسی، نظامی و امنیتی و مهمتر از همه، دارایی هستهای و بازدارندگی، در همینجاست.
نخست، هدف باید جلوگیری از آغاز دوباره جنگ باشد. ممکن است وضعیتی پدید آورد که پایان آن در اختیار هیچیک از طرفها نباشد. هدف، تخریب نیست، بلکه کاهش احتمال تجاوز، حفظ جان مردم و تقویت قدرت تصمیمگیری مستقل کشور است. شگفتانههایی که بهعنوان ابزار روانی و محاسباتی مطرح میشوند، در عمل زمانی موفق هستند که به نتیجهای پایدار منجر شوند.
اقتصاد جهانی؛ اهرم فشار با هزینه مشترک؟
وابستگی اقتصاد جهانی به انرژی خلیج فارس سبب شده است هر بحران منطقهای بر قیمت نفت، حملونقل، تورم و بازارهای مالی اثر بگذارد. چنین وضعیتی در محاسبه سود و زیان جنگ قابل چشمپوشی نیست. هزینه اقتصادی میتواند فشار برای مذاکره را افزایش دهد، اما ممکن است تصمیمهای معکوس و موج تازهای از تنش ایجاد کند. بنابراین، ارزش راهبردی هر اهرم تنها با میزان فشاری که ایجاد میکند سنجیده نمیشود؛ بلکه باید دید آیا به توان پایدار و قابل اتکا تبدیل خواهد شد یا خیر. اگر اهرم اقتصادی به ابزار تشدید بحران و ایجاد اصطکاک تبدیل شود، ممکن است به چرخهای از اقدام و واکنش منجر شود که هزینه آن برای همه طرفها افزایش مییابد.
نشانههای دیپلماسی و محدودیت تفسیر آنها
در روزهای پایانی اکتبر ۲۰۲۶، گزارشهایی درباره نامه جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، به میانجیها و پیشنهاد ازسرگیری گفتوگوها منتشر شد. گزارشها حاکی از آن است که پیامها، مذاکرات و مسئله آتشبس در کانون توجه قرار داشتهاند. همچنین در ۲۴ اکتبر، مقامهای ایران، عربستان سعودی، پاکستان و دیگر کشورهای منطقه درباره تحولات منطقهای گفتوگو کردند. این تحرکات پس از تنشها، از توجه طرفها به ادامه رایزنی درباره صلح و امنیت منطقه حکایت دارد.
با این حال، اهمیت دیپلماسی منطقهای لزوماً به معنای تحقق فوری توافق نیست؛ بلکه به پیگیری تصمیمها و تحول رفتار بازیگران وابسته است. سابقه مذاکرات نیز بهتنهایی نتیجهای قطعی را تضمین نمیکند.
دیپلماسی زمانی به بازدارندگی پایدار کمک میکند که با قدرت دفاعی معتبر، اراده سیاسی روشن و پشتوانه داخلی همراه باشد. در غیر این صورت، ممکن است به ابزاری برای خرید زمان تبدیل شود.
نتیجهگیری: شگفتانه عمل برای امنیت پایدار
پرسش محوری برای ایران این است: چگونه میتوان از امکان جنگی کوتاه، کمهزینه و کنترلپذیر علیه کشور جلوگیری کرد و همزمان از ورود به چرخهای پرهزینه و پیشبینیناپذیر پرهیز کرد؟
پاسخ را باید در مجموعهای از عناصر جستوجو کرد: بازدارندگی دفاعی معتبر، نوآوریهای راهبردی، تابآوری اقتصادی، دیپلماسی فعال و سازوکارهای قابل اتکا برای مدیریت بحران.
از این منظر، شگفتانههای راهبردی در اصل به معنای بازسازی قدرت ابتکار است. شگفتانه تعیینکننده آن است که پیشفرض امکان تجاوز را تغییر دهد و در همان حال، به امنیت بیشتر مردم و ثبات پایدار منطقه منجر شود.
پیروزی اندیشیده صرفاً به معنای تغییر وضعیت موجود نیست؛ بلکه به معنای ایجاد وضعیتی است که تکرار جنگ را ناممکن و پرهزینه میسازد.
جمهوری اسلامی در میانه مذاکرات، جنگ را از دست داده و بالاترین شخصیت سیاسی و مذهبی ایران و شماری از مسئولان و همراهان را به شهادت رسانده است. در این میان، شرایط بهگونهای پیش رفته که به بخشی از پازل آمریکایی تبدیل شده است؛ همان اتفاقی که با حمله به پایگاههای آمریکایی و بستن تنگه هرمز، پایان جنگ قبلی را رقم زد.
شرایط فعلی و تهدیدهای بیمحابا، یکجانبه و فریبکارانه، در کنار تجربه جنگ اخیر و تحولات رهبری، منطقه و جهان، زمینه را برای شگفتانههای جدید فراهم کرده است. این شگفتانهها از محافل رسانهای و دانشگاهی فراتر رفته و در خطبههای نماز جمعه نیز مطرح میشود.
اکنون مسئله صرفاً پاسخ به تهدید نیست، بلکه طراحی مجموعهای از اقدامات تهاجمی و دفاعی است که محاسبات دشمن را تغییر دهد و در همان حال، مسیر ثبات پایدار و کاهش رنج مردم را باز نگه دارد.