يکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
یادداشت

نبرد اراده‌ها و پاشنه آشیل ترامپ در هرمز

نبرد اراده‌ها و پاشنه آشیل ترامپ در هرمز
پیام ویژه - اکو ایران / متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست محاصره دریایی کشورها تنها بر ...
  بزرگنمايي:

پیام ویژه - اکو ایران / متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست محاصره دریایی کشورها تنها بر اقتصاد کشور محاصره‌شده فشار وارد نمی‌کند و از لحاظ نظامی منجر به فرسودگی نیروهای طرف مهاجم نیز می‌گردد. بازار وضعیت کنونی حاکم بر تنگه هرمز بن‌بستی را ایجاد کرده‌ که نه صلح است و نه جنگی تمام‌عیار؛ وضعیتی که در آن هر دو طرف در دریا می‌کوشند یکدیگر را از نظر اقتصادی تحت فشار شدید قرار دهند. محاصره‌های دریایی، همان‌گونه که تاریخ نظامی نشان داد، برای این‌که نتیجه بدهند، به صبر نیاز دارند؛ و صبر چندان از ویژگی‌های برجسته مقام‌های حاضر در واشنگتن نیست. نبرد اراده‌ها؛ چه کسی زودتر عقب می‌نشیند؟ به نوشته نیویورک تایمز وقتی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در ماه آوریل محاصره بنادر ایران را اعمال کرد، آن نتیجه سریعی که به دنبال آن بود - یعنی بازگشایی تنگه هرمز به روی تردد تجاری - حاصل نشد. کارشناسان نظامی معتقدند فرسوده کردن طرف مقابل از طریق محاصره می‌تواند ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول بکشد و قطعاً ظرف چند هفته اتفاق نمی‌افتد. در واقع، ایران با هزاران کیلومتر مرز زمینی با هفت همسایه و یک مسیر حیاتی تجاری به سوی متحدش، روسیه، از طریق دریای خزر، گزینه‌های جایگزین در اختیار داشت. در نتیجه، این بن‌بست ادامه یافت. به گفته مایکل کانل، متخصص امور نظامی ایران در مرکز تحلیل‌های دریایی در ویرجینیا: «به‌سرعت به زانو درآوردن یک رقیب از طریق محاصره بسیار دشوار است. این نوع اقدام در بلندمدت مؤثر است، اما راه‌حلی سریع نیست». دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام که عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه را هدایت می‌کند، در شهادت خود در برابر کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان بر اهمیت فشار اقتصادی تأکید کرد و گفت: «هیچ‌گونه تجارتی به بنادر ایران وارد یا از آن‌ها خارج نشده است؛ وضعیتی که فشار اقتصادی شدیدی بر ایران وارد کرده و اهرم قدرتمندی برای مذاکرات جاری ایجاد کرده است.» اما در مقابل، ایران نیز می‌تواند هزینه اقتصادی تحمیل کند. از آنجا که اقتصاد جهانی به زنجیره تأمین بین‌المللی وابسته است، جلوگیری ایران از صادرات کالاهایی مانند کود شیمیایی، هلیوم و مهم‌تر از همه نفت و گاز، آثار خود را در سراسر جهان نشان داده است. به گفته کانل: «این وضعیت به نبرد اراده‌ها تبدیل شده است؛ اینکه ببینیم چه کسی زودتر عقب می‌نشیند.» درس‌هایی که جنگ ایران به یادگار گذاشت اکنون که به نظر می‌رسد آمریکا و ایران به توافق صلح نزدیک‌تر شده‌اند، لغو محاصره آمریکایی و بازگشایی تنگه از اولویت‌های اصلی به شمار می‌رود. اگر توافقی حاصل شود، یکی از منحصربه‌فردترین رویارویی‌های دریایی دوران معاصر پایان خواهد یافت: بن‌بستی پرتنش که نه صلح است و نه جنگی سوزان، میان دو دشمن نامتوازن که هر یک از اهرم‌های خود در دریا استفاده کرده‌اند. الگوی حرکت شناورهایی که از تاریخ 4 می در تنگه هرمز رفت‌وآمد می‌کنند این رویارویی همچنین نمونه‌ای از الگوی فزاینده آشنای جنگ در عصر تحول فناوری بوده است؛ یعنی توانایی قایق‌های تندرو، پهپادها، مین‌ها و موشک‌های ایران برای مقابله با زرادخانه آمریکا متشکل از ناوهای هواپیمابر هسته‌ای، جنگنده‌های پیشرفته و خدمه‌ای به اندازه جمعیت یک شهر کوچک. این بن‌بست دریایی همچنین یکی از واقعیت‌های قدیمی جنگ را برجسته کرده است: دستیابی به پیروزی سریع بدون تصرف و کنترل سرزمین در خشکی دشوار است. رویارویی دریایی در اصل تلاشی برای خفه کردن اقتصادی و تجاری طرف مقابل بر روی آب است؛ اقدامی که در ظاهر بدون خون‌ریزی به نظر می‌رسد اما هزینه‌ها و خطرات پنهانی برای هر دو طرف دارد. محاصره دریایی بر اساس حقوق بین‌الملل یک اقدام جنگی محسوب می‌شود و خطر تشدید تنش، چه عمدی و چه ناخواسته، همواره وجود دارد. هزینه‌های دو سویهٔ محاصره دریایی جنگ دریایی همچنین بارهای سنگینی را بر دوش هر دو طرف تحمیل می‌کند. برای ایران، محدود شدن ورود و خروج کالاها فشار عظیمی بر اقتصادی وارد می‌کند که حتی پیش از آغاز جنگ نیز دچار بحران بود؛ هرچند این کشور مسیرهای جایگزینی برای تجارت دارد. در مورد آمریکا نیز، اعزام کشتی‌ها برای گشت‌زنی در آب‌های دوردست نه‌تنها پرهزینه است، بلکه خطر فرسودگی بیش از حد ناوها و خدمه را نیز در پی دارد. برای مثال، ناو هواپیمابر جرالد فورداخیرا پس از ۱۰ ماه مأموریت طاقت‌فرسا در اقیانوس اطلس شمالی، مدیترانه، کارائیب و دریای سرخ بازگشت؛ نمونه‌ای از اینکه چگونه استهلاک می‌تواند حتی برای یک ابرقدرت نیز هزینه‌زا باشد. هزینه‌های راهبردی دیگری نیز وجود دارند. کشتی‌ها و نیروهایی که برای محاصره ایران به کار گرفته شده‌اند، دیگر برای مأموریت‌های دیگر در دسترس نیستند. سفر اخیر ترامپ به چین نیز یادآور این واقعیت بود که شرق آسیا همچنان منطقه‌ای با اهمیت راهبردی است و متحدانی چون ژاپن، کره جنوبی و به‌ویژه تایوان تا حدی به بازدارندگی دریایی آمریکا متکی هستند. خطر فرسودگی نیروها بر اثر طولانی شدن محاصره در نهایت، قرار گرفتن دو دشمن در وضعیتی از تنش ثابت، خطر تشدید ناخواسته درگیری را نیز در نتیجه سوءبرداشت، اضطراب، سردرگمی یا یک اشتباه محاسباتی، به همراه دارد. آمریکا حدود دو دوجین ناو جنگی را در محاصره مشارکت داده است؛ از جمله دو ناو هواپیمابر جرج هربرت واکر بوش و آبراهام لینکلن، به‌علاوه ناوشکن‌های موشک‌انداز، کشتی‌های آبی-خاکی، کشتی‌های رزمی ساحلی، مین‌روب‌ها و کشتی‌های سوخت‌رسان و تدارکاتی. اگر رویارویی کنونی ادامه یابد، هزینه‌های مستقیمی برای تأمین غذا، سوخت و مهمات کشتی‌های حاضر در منطقه ایجاد خواهد شد. همچنین باید پهپادها، بالگردها، جنگنده‌ها و هواپیماهای شناسایی در حال پرواز نگه داشته شوند. ملوانان، تفنگداران دریایی و خدمه نیروی هوایی نیز فوق‌العاده خطر دریافت می‌کنند. برای ملوانان، ترکیب دوره‌های طولانی یکنواختی با لحظات ناگهانی استرس و تنش می‌تواند فرساینده باشد. اندرو لمبرت، استاد تاریخ دریایی در دانشکده مطالعات جنگ کینگز کالج لندن، گفت: «محاصره دریایی کار بسیار خسته‌کننده‌ای است. فقط منتظر می‌مانید تا اتفاقی رخ دهد.» جیمز آر. هولمز، رئیس بخش راهبرد دریایی در کالج جنگ دریایی آمریکا، نیز گفت: «نگه داشتن تعداد زیادی از تجهیزات و نیروها برای مدت طولانی در یک منطقه، اثرات زنجیره‌ای ایجاد می‌کند.» او به استقرار طولانی‌مدت ناو جرالد فورد اشاره کرد و گفت این ناو ممکن است هنگام تعمیرات با مشکلات فنی پیش‌بینی‌نشده روبه‌رو شود. این ناو در طول مأموریت خود با مشکلات مکانیکی در سامانه پرتاب و بازیابی هواپیماها مواجه شد. همچنین یک آتش‌سوزی بزرگ محل خواب صدها ملوان را از بین برد و کمبود مواد غذایی و تأخیر در دریافت نامه‌ها موجب کاهش روحیه خدمه شد. هولمز معتقد است آمریکا بدون دستیابی به توافقی با ایران به‌سختی می‌تواند تجارت را از طریق تنگه هرمز از سر بگیرد. او گفت: «تمام چیزی که ایران برای حفظ اهرم فشار خود بر تنگه نیاز دارد، تعداد کافی از ناوگان موسوم به "پشه‌ای" خود، همراه با موشک‌ها و پهپادهای مستقر در ساحل است تا شرکت‌های کشتیرانی و بیمه را نگران نگه دارد؛ و تقریباً هیچ‌گاه یک عملیات نظامی نمی‌تواند به‌طور کامل طرف مقابل را خلع سلاح کند، مگر آنکه به تغییر رژیم منجر شود.» لمبرت، استاد کینگز کالج، نیز گفت هرچه این بن‌بست طولانی‌تر شود، هزینه‌ها افزایش خواهد یافت. او افزود: «از آنجا که در مقیاس بزرگ اتفاق خشونت‌آمیز خاصی رخ نمی‌دهد، وسوسه رها کردن این وضعیت و ادامه یافتن آن یک مشکل واقعی است.»

اکو ایران / متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
محاصره دریایی کشورها تنها بر اقتصاد کشور محاصره‌شده فشار وارد نمی‌کند و از لحاظ نظامی منجر به فرسودگی نیروهای طرف مهاجم نیز می‌گردد.
بازار


وضعیت کنونی حاکم بر تنگه هرمز بن‌بستی را ایجاد کرده‌ که نه صلح است و نه جنگی تمام‌عیار؛ وضعیتی که در آن هر دو طرف در دریا می‌کوشند یکدیگر را از نظر اقتصادی تحت فشار شدید قرار دهند. محاصره‌های دریایی، همان‌گونه که تاریخ نظامی نشان داد، برای این‌که نتیجه بدهند، به صبر نیاز دارند؛ و صبر چندان از ویژگی‌های برجسته مقام‌های حاضر در واشنگتن نیست.
نبرد اراده‌ها؛ چه کسی زودتر عقب می‌نشیند؟
به نوشته نیویورک تایمز وقتی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در ماه آوریل محاصره بنادر ایران را اعمال کرد، آن نتیجه سریعی که به دنبال آن بود - یعنی بازگشایی تنگه هرمز به روی تردد تجاری - حاصل نشد. کارشناسان نظامی معتقدند فرسوده کردن طرف مقابل از طریق محاصره می‌تواند ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول بکشد و قطعاً ظرف چند هفته اتفاق نمی‌افتد. در واقع، ایران با هزاران کیلومتر مرز زمینی با هفت همسایه و یک مسیر حیاتی تجاری به سوی متحدش، روسیه، از طریق دریای خزر، گزینه‌های جایگزین در اختیار داشت. در نتیجه، این بن‌بست ادامه یافت.
به گفته مایکل کانل، متخصص امور نظامی ایران در مرکز تحلیل‌های دریایی در ویرجینیا: «به‌سرعت به زانو درآوردن یک رقیب از طریق محاصره بسیار دشوار است. این نوع اقدام در بلندمدت مؤثر است، اما راه‌حلی سریع نیست».
دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام که عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه را هدایت می‌کند، در شهادت خود در برابر کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان بر اهمیت فشار اقتصادی تأکید کرد و گفت: «هیچ‌گونه تجارتی به بنادر ایران وارد یا از آن‌ها خارج نشده است؛ وضعیتی که فشار اقتصادی شدیدی بر ایران وارد کرده و اهرم قدرتمندی برای مذاکرات جاری ایجاد کرده است.»
اما در مقابل، ایران نیز می‌تواند هزینه اقتصادی تحمیل کند. از آنجا که اقتصاد جهانی به زنجیره تأمین بین‌المللی وابسته است، جلوگیری ایران از صادرات کالاهایی مانند کود شیمیایی، هلیوم و مهم‌تر از همه نفت و گاز، آثار خود را در سراسر جهان نشان داده است. به گفته کانل: «این وضعیت به نبرد اراده‌ها تبدیل شده است؛ اینکه ببینیم چه کسی زودتر عقب می‌نشیند.»
درس‌هایی که جنگ ایران به یادگار گذاشت
اکنون که به نظر می‌رسد آمریکا و ایران به توافق صلح نزدیک‌تر شده‌اند، لغو محاصره آمریکایی و بازگشایی تنگه از اولویت‌های اصلی به شمار می‌رود. اگر توافقی حاصل شود، یکی از منحصربه‌فردترین رویارویی‌های دریایی دوران معاصر پایان خواهد یافت: بن‌بستی پرتنش که نه صلح است و نه جنگی سوزان، میان دو دشمن نامتوازن که هر یک از اهرم‌های خود در دریا استفاده کرده‌اند.


الگوی حرکت شناورهایی که از تاریخ 4 می در تنگه هرمز رفت‌وآمد می‌کنند 
این رویارویی همچنین نمونه‌ای از الگوی فزاینده آشنای جنگ در عصر تحول فناوری بوده است؛ یعنی توانایی قایق‌های تندرو، پهپادها، مین‌ها و موشک‌های ایران برای مقابله با زرادخانه آمریکا متشکل از ناوهای هواپیمابر هسته‌ای، جنگنده‌های پیشرفته و خدمه‌ای به اندازه جمعیت یک شهر کوچک.
این بن‌بست دریایی همچنین یکی از واقعیت‌های قدیمی جنگ را برجسته کرده است: دستیابی به پیروزی سریع بدون تصرف و کنترل سرزمین در خشکی دشوار است. رویارویی دریایی در اصل تلاشی برای خفه کردن اقتصادی و تجاری طرف مقابل بر روی آب است؛ اقدامی که در ظاهر بدون خون‌ریزی به نظر می‌رسد اما هزینه‌ها و خطرات پنهانی برای هر دو طرف دارد. محاصره دریایی بر اساس حقوق بین‌الملل یک اقدام جنگی محسوب می‌شود و خطر تشدید تنش، چه عمدی و چه ناخواسته، همواره وجود دارد.
هزینه‌های دو سویهٔ محاصره دریایی
جنگ دریایی همچنین بارهای سنگینی را بر دوش هر دو طرف تحمیل می‌کند. برای ایران، محدود شدن ورود و خروج کالاها فشار عظیمی بر اقتصادی وارد می‌کند که حتی پیش از آغاز جنگ نیز دچار بحران بود؛ هرچند این کشور مسیرهای جایگزینی برای تجارت دارد.
در مورد آمریکا نیز، اعزام کشتی‌ها برای گشت‌زنی در آب‌های دوردست نه‌تنها پرهزینه است، بلکه خطر فرسودگی بیش از حد ناوها و خدمه را نیز در پی دارد. برای مثال، ناو هواپیمابر جرالد فورداخیرا پس از ۱۰ ماه مأموریت طاقت‌فرسا در اقیانوس اطلس شمالی، مدیترانه، کارائیب و دریای سرخ بازگشت؛ نمونه‌ای از اینکه چگونه استهلاک می‌تواند حتی برای یک ابرقدرت نیز هزینه‌زا باشد.
هزینه‌های راهبردی دیگری نیز وجود دارند. کشتی‌ها و نیروهایی که برای محاصره ایران به کار گرفته شده‌اند، دیگر برای مأموریت‌های دیگر در دسترس نیستند. سفر اخیر ترامپ به چین نیز یادآور این واقعیت بود که شرق آسیا همچنان منطقه‌ای با اهمیت راهبردی است و متحدانی چون ژاپن، کره جنوبی و به‌ویژه تایوان تا حدی به بازدارندگی دریایی آمریکا متکی هستند.
خطر فرسودگی نیروها بر اثر طولانی شدن محاصره
در نهایت، قرار گرفتن دو دشمن در وضعیتی از تنش ثابت، خطر تشدید ناخواسته درگیری را نیز در نتیجه سوءبرداشت، اضطراب، سردرگمی یا یک اشتباه محاسباتی، به همراه دارد.
آمریکا حدود دو دوجین ناو جنگی را در محاصره مشارکت داده است؛ از جمله دو ناو هواپیمابر جرج هربرت واکر بوش و آبراهام لینکلن، به‌علاوه ناوشکن‌های موشک‌انداز، کشتی‌های آبی-خاکی، کشتی‌های رزمی ساحلی، مین‌روب‌ها و کشتی‌های سوخت‌رسان و تدارکاتی.
 اگر رویارویی کنونی ادامه یابد، هزینه‌های مستقیمی برای تأمین غذا، سوخت و مهمات کشتی‌های حاضر در منطقه ایجاد خواهد شد. همچنین باید پهپادها، بالگردها، جنگنده‌ها و هواپیماهای شناسایی در حال پرواز نگه داشته شوند. ملوانان، تفنگداران دریایی و خدمه نیروی هوایی نیز فوق‌العاده خطر دریافت می‌کنند. برای ملوانان، ترکیب دوره‌های طولانی یکنواختی با لحظات ناگهانی استرس و تنش می‌تواند فرساینده باشد. اندرو لمبرت، استاد تاریخ دریایی در دانشکده مطالعات جنگ کینگز کالج لندن، گفت: «محاصره دریایی کار بسیار خسته‌کننده‌ای است. فقط منتظر می‌مانید تا اتفاقی رخ دهد.»
جیمز آر. هولمز، رئیس بخش راهبرد دریایی در کالج جنگ دریایی آمریکا، نیز گفت: «نگه داشتن تعداد زیادی از تجهیزات و نیروها برای مدت طولانی در یک منطقه، اثرات زنجیره‌ای ایجاد می‌کند.» او به استقرار طولانی‌مدت ناو جرالد فورد اشاره کرد و گفت این ناو ممکن است هنگام تعمیرات با مشکلات فنی پیش‌بینی‌نشده روبه‌رو شود. این ناو در طول مأموریت خود با مشکلات مکانیکی در سامانه پرتاب و بازیابی هواپیماها مواجه شد. همچنین یک آتش‌سوزی بزرگ محل خواب صدها ملوان را از بین برد و کمبود مواد غذایی و تأخیر در دریافت نامه‌ها موجب کاهش روحیه خدمه شد.
هولمز معتقد است آمریکا بدون دستیابی به توافقی با ایران به‌سختی می‌تواند تجارت را از طریق تنگه هرمز از سر بگیرد. او گفت: «تمام چیزی که ایران برای حفظ اهرم فشار خود بر تنگه نیاز دارد، تعداد کافی از ناوگان موسوم به "پشه‌ای" خود، همراه با موشک‌ها و پهپادهای مستقر در ساحل است تا شرکت‌های کشتیرانی و بیمه را نگران نگه دارد؛ و تقریباً هیچ‌گاه یک عملیات نظامی نمی‌تواند به‌طور کامل طرف مقابل را خلع سلاح کند، مگر آنکه به تغییر رژیم منجر شود.» لمبرت، استاد کینگز کالج، نیز گفت هرچه این بن‌بست طولانی‌تر شود، هزینه‌ها افزایش خواهد یافت. او افزود: «از آنجا که در مقیاس بزرگ اتفاق خشونت‌آمیز خاصی رخ نمی‌دهد، وسوسه رها کردن این وضعیت و ادامه یافتن آن یک مشکل واقعی است.»


نظرات شما