پیام ویژه - اکو ایران/متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست اگرچه تأثیر حمله حوثیها بیش از همه در جبهه رویارویی با ایران احساس شده، جنگ یمن روندهای خاص خود را نیز دارد. تحولات منطقه نشان میدهند که نقشه خاورمیانه بسیار بزرگتر از آن چیزی است که سیاستمداران و ناظران عموم
اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
اگرچه تأثیر حمله حوثیها بیش از همه در جبهه رویارویی با ایران احساس شده، جنگ یمن روندهای خاص خود را نیز دارد.
تحولات منطقه نشان میدهند که نقشه خاورمیانه بسیار بزرگتر از آن چیزی است که سیاستمداران و ناظران عمومی معمولاً در ذهن خود دارند. کشورهایی در شمال و شرق آفریقا در حال پیشبرد ائتلافها و منافع خود هستند، به شیوههایی که سرسختانه از خطوط سنتی سیاست خاورمیانه پیروی نمیکنند.
سناریوی وخیمتر برای واشنگتن و ریاض
به گزارش نیوزویک، انصارالله یمن بار دیگر جهان را با تشدید حملات خود علیه عربستان سعودی و عملیاتهای برقآسا علیه نیروهای رقیب در میدان نبرد غافلگیر کرده است؛ تحولی که کنترل یک گلوگاه دیگر در تجارت جهانی انرژی را در اختیار ایران و متحدانش قرار داده است.
این وضعیت برای عربستان سعودی که اکنون با حملهای که به خط لوله شرق به غرب این کشور آسیب زده و همچنین برای مصرفکنندگان آمریکایی، خبر بدی است؛ زیرا در ادامه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، آشفتگی در بازار نفت و گاز در حال ایجاد موج تازهای از افزایش قیمت سوخت است؛ اما سناریوی حتی نگرانکنندهتری نیز وجود دارد که گزینههای واشنگتن و ریاض را، بهویژه در صورت مطرح شدن یک تهاجم یا مداخله تمامعیار برای نجات دولت یمن که از سوی جامعه بینالمللی به رسمیت شناخته شده اما روزبهروز بیشتر در تنگنا قرار میگیرد، محدود میکند.
آنل شلاین، مقام سابق وزارت خارجه آمریکا و پژوهشگر برنامه خاورمیانه در مؤسسه کوئینسی برای کشورداری مسئولانه، به نیوزویک گفت: «هیچیک از دو کشور تمایلی ندارند نیروهایشان را بهصورت گسترده برای کشته شدن اعزام کنند و در عوض ترجیح میدهند به قدرت برتر هوایی خود تکیه کنند؛ قدرتی که بارها در یمن و جاهای دیگر نشان داده است که ابزار ناکافی برای حفظ کنترل بر سرزمین است. اگر عربستان سعودی بتواند آمریکا را متقاعد کند که رهبری یک ائتلاف چندملیتی برای انجام عملیات زمینی در یمن را بر عهده بگیرد، این ائتلاف خیلی سریع با شرایطی مشابه عراق و بهویژه افغانستان روبهرو خواهد شد؛ جایی که جغرافیا امکان فعالیت شورشیان را فراهم میکند، درحالیکه اشغالگر خارجی سرانجام از ادامه کار منصرف شده و کشور را ترک خواهد کرد.»
شباهتهایی با ویتنام و افغانستان
در جریان مداخله مصر در جنگ داخلی یمن در دهه 1960، بیش از ۱۰ هزار سرباز مصری بین سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۷ در شمال یمن کشته شدند و فشار ناشی از این جنگ بهعنوان یکی از عوامل آمادگی ناکافی مصر در جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ مطرح شده است. ناصر خود در سال ۱۹۶۷ از تجربه یمن با عنوان «ویتنام» خود یاد کرد. آمریکا در سال ۱۹۷۳، پس از کشته شدن بیش از ۵۸ هزار نفر از نیروهایش طی هشت سال، از ویتنام خارج شد و در نهایت ویتنام شمالی و متحدان چریکی آن، ویتکنگها، تا سال ۱۹۷۵ بر کشور تقسیمشده جنوب شرق آسیا مسلط شده و آن را متحد کردند.
شلاین خاطرنشان کرد: «دولت یمن که مورد حمایت عربستان است، قطعاً شباهتهایی با دولت ویتنام جنوبی که مورد حمایت آمریکا بود دارد.» او همچنین به نمونه جدیدتر و دیگری از محدودیت قدرت یک ابرقدرت در برابر دشمنی عمیقاً ریشهدار اشاره کرد؛ یعنی «فروپاشی دولت مورد حمایت آمریکا در افغانستان در برابر پیشروی طالبان پس از خروج آمریکا» در آگوست ۲۰۲۱. این خروج به مداخلهای ۲۰ ساله پایان داد؛ طولانیترین جنگ در تاریخ آمریکا که به کشته شدن نزدیک به ۲۵۰۰ نیروی آمریکایی انجامید. شلاین گفت: «از بسیاری جهات، آن ماجرا را شبیه حوثیها میبینم؛ هم در طرز فکر و رفتار و هم در این واقعیت که آنها از حس ملیگرایی مردم بهعنوان مدافعان حاکمیت یمن در برابر مداخله و اشغال نظامی خارجی بهره گرفتهاند.»
هزینههای نجنگیدن
اگر جنگ هزینهبر خواهد بود، هزینه بیعملی نیز بالاست. عربستان سعودی تاکنون نقش خود را به حملات هوایی علیه اهداف انصارالله محدود کرده است، اما تلاش هماهنگی برای تحقق هدف دولت یمن، یعنی بازپسگیری صنعا، شکل نگرفته است.

طرح از خبرگزاری فرانسه
در همین حال، طی یک هفتهای که از آغاز درگیریهای جدید در یمن گذشته، چندین رسانه به نقل از منابع خود گزارش دادهاند که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، درخواست محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، برای پشتیبانی هوایی را رد کرده است. ترامپ هفته گذشته تأیید کرد که با ولیعهد عربستان گفتوگو کرده است.
تردد نفتکشها در تنگه هرمز همچنان بسیار پایینتر از سطح پیش از جنگ است، زیرا تهدید حملات ایران همچنان وجود دارد. اگر انصارالله تصمیم بگیرد بابالمندب را محاصره کند، تأثیر آن بر تجارت جهانی بهطور چشمگیری تشدید خواهد شد و پیامدهای آن برای اقتصاد عربستان سعودی نیز افزایش خواهد یافت؛ بهویژه آنکه برنامه توسعه «چشمانداز ۲۰۳۰» محمد بن سلمان در وضعیت حساسی قرار دارد.
به همین دلیل، سلمان الانصاری، تحلیلگر ژئوپلیتیک سعودی، معتقد است که «دولت یمن، با حمایت عربستان، ممکن است هیچ گزینهای جز آغاز یک جنگ تمامعیار علیه حوثیها در چندین جبهه نداشته باشد. در واقع، دولت یمن در المخا و در امتداد ساحل دریای سرخ یک شکست نظامی را تجربه کرد؛ اما این شکست باید بهعنوان یک درس مورد توجه قرار گیرد. دولت یمن به فرایند سختگیرانهتری برای بررسی فرماندهان نظامی خود، انسجام بیشتر در صفوفش و عدم تحمل وفاداریهای دوگانه نیاز دارد.» او در ادامه گفت: «من معتقدم سه ماه آینده میتواند از مهمترین دورهها در تاریخ معاصر یمن باشد. دیگر سؤال این نخواهد بود که عربستان چه کاری حاضر است انجام دهد، بلکه سؤال این خواهد بود که بقیه حاضرند چه کاری انجام دهند و ممکن است ریاض در خط مقدم قرار گیرد.»
رویارویی بزرگ و دوراهی دشوار بن سلمان
اما انصارالله نیز خود را برای یک رویارویی بزرگ آماده میبیند. یک منبع درون این گروه به نیوزویک گفت تواناییهای این جناح یمنی «فراتر از مقایسه» با جنگ ویتنام است. این منبع انصارالله گفت: «ما نهتنها برای دفع هرگونه تشدید تنش یا تهاجم آمادهایم، بلکه به لطف خداوند و با توکل بر او، آماده و مهیا هستیم تا در هر جبههای که علیه ما وارد عمل شود، پیشروی و پیروزی قاطع به دست آوریم.»
این وضعیت، محمد بن سلمان را با یک دوراهی خطرناک روبهرو کرده است؛ او زمانی که از ابتدای عملیات در سال ۲۰۱۵ تا چند ماه پس از آتشبس در سال ۲۰۲۲ وزیر دفاع بود، بر مداخله اولیه عربستان در یمن نظارت داشت.
عبدالناصر المواوده، نویسنده یمنی، به نیوزویک گفت: «در حال حاضر، عربستان سعودی با یک دوراهی مواجه است: این کشور میخواهد از یک جنگ تمامعیار با حوثیها اجتناب کند، بهویژه با توجه به اینکه برخلاف سال ۲۰۱۵ اکنون تنها مانده است، اما همزمان نمیتواند حملات حوثیها و گسترش قلمرو آنها در داخل یمن را نادیده بگیرد.»
بااینحال، او بعید میداند ریاض نیروهای زمینی خود را وارد نبرد کند. در عوض، او چند سناریوی دیگر را برای واکنش عربستان تصور میکند، از جمله «افزایش حمایت از نیروهای یمنی متحد، بهویژه در منطقه مأرب»، جایی که پیشبینی میشود یک حمله بزرگ انصارالله بهزودی آغاز شود. المواوده همچنین بعید میداند کاخ سفید تمایلی به اعزام نیرو داشته باشد، اما گفت پشتیبانی هوایی آمریکا، اشتراکگذاری اطلاعات و توانمندی نیروهای ویژه میتواند در کمک به نیروهای مورد حمایت عربستان برای اجرای یک ضدحمله در محور بابالمندب ــ بندر المخا تعیینکننده باشد؛ محوری که از اهمیت راهبردی برخوردار است و برخلاف مناطق کوهستانی، پوشش طبیعی چندانی برای حوثیها در برابر قدرت هوایی دشمن فراهم نمیکند.
غیر از جنگ چه گزینههایی پیشروی ریاض است؟
افزون بر تشدید محاصره، پادشاهی عربستان همچنین میتواند مسیر دیپلماتیک را در پیش بگیرد؛ به انصارالله بخشی از مشروعیتی را که این گروه بهعنوان دولت واقعی یمن برای خود قائل است بدهد، کمک به دولت مورد تأیید جامعه بینالمللی را متوقف کند و در ازای متوقف شدن حملات، مشوقهای مالی ارائه دهد.
بااینحال، المواوده پیشبینی کرد که ریاض هنوز آماده اعطای چنین امتیازات گستردهای نیست، زیرا گزینههای دیگری همچنان روی میز قرار دارند. او گفت: «در حال حاضر، چنین توافقی برای سعودیها بسیار بعید به نظر میرسد، بهویژه با توجه به اینکه آنها هنوز تمام گزینههای راهبردی خود را در برابر حوثیها امتحان نکردهاند.»
شلاین، به نوبه خود، استدلال کرد که ارائه چنین شرایطی با وجود این، «راهی بسیار سریعتر برای حلوفصل درگیری» نسبت به دنبال کردن تشدیدهای نظامی جدید خواهد بود. او همچنین نشانههایی میبیند که ترامپ ممکن است در شرایطی که تمایل خود را برای خارج کردن سریعتر آمریکا از درگیری جاری با ایران نشان داده، آمادگی بیشتری برای مذاکره داشته باشد.
شلاین گفت: «امیدوارم با توجه به اینکه دولت ترامپ از مداخله نظامی به درخواست محمد بن سلمان خودداری کرده است، او بهجای بازگشت به جنگ، تصمیم بگیرد با حوثیها مذاکره کند؛ جنگی که هفت سال علیه حوثیها ناکارآمد بود و صرفاً یمن را ویران کرد. سریعترین راه برای عبور نفت عربستان از بابالمندب این خواهد بود که سعودیها محاصره مناطق تحت کنترل حوثیها را لغو کنند و ترامپ نیز به نظر میرسد که دستکم در حال حاضر این موضوع را درک میکند.»