پیام ویژه - ایران /متن پیش رو در ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
جلال دهقانی فیروزآبادی-دبیر شورای راهبردی روابط خارجی| تنش میان ایران و ایالات متحده بخشی از فرآیندی گستردهتر است که آینده نظم منطقهای و بینالمللی را تحت تأثیر قرار میدهد. تحولات اخیر نشان دادهاند که جایگاه ایران، بهواسطه موقعیت ژئوپلتیکی و ظرفیتهای راهبردی آن، نهتنها در معادلات امنیتی خاورمیانه، بلکه در روندهای کلان اقتصاد و سیاست جهانی نیز اهمیت دارد. از این منظر، جنگ و صلح با ایران میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای منطقه داشته باشد و بر موازنه قدرت و چگونگی شکلگیری نظم آینده تأثیر بگذارد.
از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده تلاش کرده است جایگاه هژمونیک خود را در مناطق راهبردی جهان، بویژه خاورمیانه، حفظ و تقویت کند. یکی از مفروضات اصلی این رویکرد آن بوده است که توانایی شکلدهی به نظم امنیتی خاورمیانه میتواند قدرت واشنگتن را در مدیریت و جهتدهی به نظم بینالمللی افزایش دهد. اهمیت ژئوپلتیکی این منطقه، نقش آن در تأمین و انتقال انرژی و جایگاه آن در شبکههای تجارت جهانی، از عوامل اصلی تداوم این توجه راهبردی بودهاند. اگرچه در سند استراتژی امنیت ملی آمریکا، این منطقه در مقایسه با مناطقی مانند شرق آسیا اولویت کمتری یافته است اما تحولات اخیر نشان میدهد که اهمیت این منطقه برای نظام بینالمللی همچنان پابرجاست.
جنگ و تنش با ایران آشکار کرده است که بیثباتی در خاورمیانه میتواند پیامدهایی گسترده برای اقتصاد جهانی داشته باشد؛ پیامدهایی که از بازارهای انرژی و زنجیرههای تأمین تا امنیت غذایی و تجارت بینالمللی امتداد مییابند. این واقعیت نشان میدهد که تحولات ایران و منطقه را نمیتوان از پویاییهای نظم جهانی جدا دانست. حتی با فرض افزایش اهمیت هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته در آینده، موقعیت جغرافیایی، مسیرهای راهبردی و ظرفیتهای ژئوپلتیکی ایران همچنان از عوامل مؤثر بر محاسبات قدرتهای جهانی خواهند بود.
یکی از مهمترین پیامدهای تحولات اخیر، آشکار شدن محدودیتهای نظم امنیتی پیشین در منطقه است؛ نظمی که تا حد زیادی بر چتر امنیتی آمریکا و اتکای کشورهای منطقه به تضمینهای امنیتی واشنگتن استوار بود. تغییر در موازنه قوا و افزایش عدم قطعیتهای راهبردی نشان میدهد که این ترتیبات با چالشهای جدی مواجه شدهاند و نمیتوانند بدون بازنگری، مبنای نظم آینده باشند. در چنین شرایطی، شکلگیری هرگونه نظم منطقهای پایدار، مستلزم در نظر گرفتن واقعیتهای قدرت و نقش بازیگران اصلی از جمله ایران خواهد بود. ایران نهتنها نمیتواند از معادلات آینده منطقه حذف شود، بلکه ظرفیت آن را دارد که در شکلدهی به ترتیبات امنیتی و سیاسی جدید نقشی محوری ایفا کند.
بااینحال، برخورداری از موقعیت ژئوپلتیکی بهتنهایی برای تثبیت چنین جایگاهی کافی نیست. در نظم در حال شکلگیری، اقتصاد، فناوری، توان تولیدی و میزان مشارکت کشورها در زنجیرههای تأمین و ارزش منطقهای و جهانی اهمیت فزایندهای خواهند داشت. ایران برای تبدیل ظرفیتهای راهبردی خود به قدرتی پایدار، باید توانمندیهای اقتصادی و فناورانه را تقویت کند، زیرساختهای تولیدی را توسعه دهد و جایگاه مؤثرتری در شبکههای منطقهای و جهانی تولید و تجارت به دست آورد. حضور در این زنجیرهها میتواند علاوه بر ایجاد منافع اقتصادی، قدرت چانهزنی ایران را افزایش دهد و زمینه تأثیرگذاری بیشتر آن بر روندهای بینالمللی را فراهم سازد.