دوشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۵
یادداشت

جبلی در خدمت جلیلی

جبلی در خدمت جلیلی
پیام ویژه - روزنامه سازندگی/ متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست صداوسیما با دعوت از سعید جلیلی هم علیه تفاهم‌نامه اسلام‌آباد قدم ...
  بزرگنمايي:

پیام ویژه - روزنامه سازندگی / متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
صداوسیما با دعوت از سعید جلیلی هم علیه تفاهم‌نامه اسلام‌آباد قدم برداشت و هم علیه محمدباقر قالیباف
عاطفه شمس| صداوسیما جمعه‌شب بار دیگر به تریبون یک جریان سیاسی خاص تبدیل شد؛ این ‌بار با دعوت از سعید جلیلی در برنامه‌ای که قرار بود به بازخوانی پیام رهبر انقلاب به مناسبت روز ملی مبارزه با استکبار جهانی اختصاص داشته باشد اما به فرصتی برای حمله به تفاهم اسلام‌آباد و انتقاد از محمدباقر قالیباف تبدیل شد. جلیلی در این برنامه، هم توافق مورد دفاع تیم مذاکره‌کننده را «سوءتفاهم» خواند و هم مواضعی علیه رویکرد قالیباف در قبال مذاکره با آمریکا مطرح کرد. این حضور در شرایطی اتفاق افتاد که صداوسیما پیش از این نیز به‌دلیل تریبون دادن مکرر به چهره‌های نزدیک به یک طیف سیاسی و بازتاب محدود دیدگاه‌های جریان‌های دیگر با انتقادهایی درباره یک‌سویه بودن رویکرد رسانه‌ای خود مواجه شده بود.
البته تقابل جلیلی و قالیباف، سابقه‌ای طولانی‌تر از مذاکرات اخیر دارد. این دو در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۲ نیز رقیب یکدیگر بودند و اختلاف میان طیف‌های سیاسی نزدیک به آنها در سال‌های بعد، به‌ویژه در مجلس یازدهم، ادامه پیدا کرد. قالیباف در مجلس یازدهم با بخشی از نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری بر سر مدیریت مجلس، نحوه اداره کشور و برخی تصمیمات سیاسی و اقتصادی اختلاف داشت. جلیلی نیز به‌عنوان یکی از چهره‌های اصلی جریان مخالف توافق با غرب و منتقد برجام شناخته می‌شود. با این‌ حال مذاکرات اخیر با آمریکا، اختلاف قدیمی را از سطح رقابت سیاسی به یک منازعه مشخص بر سر سیاست خارجی منتقل کرد. نقطه حساس ماجرا این بود که قالیباف، رئیس مجلس، در جایگاه رئیس تیم مذاکره‌کننده ایران قرار گرفت؛ نقشی که برای طیف منتقد مذاکرات به‌معنای قرار گرفتن او در رأس روندی بود که آنها نسبت به اهداف، محتوای آن و امتیازات احتمالی‌اش بدبین بودند.
پاسخ اسلام‌آباد با پرونده تهران
جلیلی در گفت‌وگوی ویژه خبری جمعه شب با اشاره به تجربه مذاکرات هسته‌ای و برجام گفت، مذاکره هسته‌ای با آمریکا نه‌تنها فایده‌ای ندارد بلکه می‌تواند زیان‌بار باشد و نباید تجربه برجام تکرار شود. او حتی به ماده ۱۰ پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای(NPT) اشاره کرد و امکان خروج از این پیمان را در شرایطی که منافع یک کشور به خطر افتاده باشد، یادآور شد. جلیلی همچنین با اشاره به تفاهم‌های پیشین گفت: «تفاهمی که طرف مقابل بگوید به‌اندازه کاغذش هم نمی‌ارزد، تفاهم نیست؛ سوءتفاهم است». این اظهارات در شرایطی مطرح شد که قالیباف و تیم مذاکره‌کننده از تفاهم اسلام‌آباد دفاع کرده‌اند و آن را اقدامی در راستای تأمین منافع کشور می‌دانند.
محمدسعید احدیان در واکنش به سخنان جلیلی، او را به تجربه دوران مسئولیتش در پرونده هسته‌ای ارجاع داد که به گفته احدیان، خود می‌تواند مصداق یک «سوءتفاهم» باشد. احدیان خطاب به جلیلی نوشت: «جناب آقای جلیلی! شاید کمتر کسی یادش باشد اما سوءتفاهم توافق‌نامه‌ای بود که شما به‌عنوان مسئول پرونده هسته‌ای در سال ۱۳۸۹ با ترکیه و برزیل نهایی کردید و ایران متعهد شد تا ۱۲۰۰ کیلو اورانیوم‌هایش را امانت بدهد دست اردوغان و اوباما تا یک سال بعد به ما اورانیوم ۲۰‌درصد بدهد». او در ادامه نوشت که این توافق سیگنال ضعف تلقی شد و حدود سه هفته بعد، قطعنامه تحریمی ۱۹۲۹ علیه ایران به تصویب رسید؛ قطعنامه‌ای که روسیه و چین نیز به آن رأی مثبت دادند.
احدیان در بخش دیگری از واکنش خود از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد دفاع کرد و نوشت: «شما بهتر می‌دانید که بدون تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، نمی‌توانستیم ۸۰‌ میلیون بشکه نفت بفروشیم و پول آن را دریافت کنیم. این درآمد به ما کمک کرد تا تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی‌مان را تا انتخابات آمریکا و پس از آن بالا ببریم و شکست دیگری به آمریکا تحمیل کنیم. بدون این تفاهم، معلوم نبود امروز در چه موقعیتی بودیم». از نگاه مشاور قالیباف چنین دستاوردی در شرایط فشار و محدودیت اقتصادی به تقویت تاب‌آوری کشور کمک می‌کند. به این‌ ترتیب، اختلاف دو جریان فقط بر سر اصل مذاکره نیست؛ بر سر ارزیابی نتیجه و دستاوردهای عملی آن نیز هست.
پیام رهبری؛ محل اختلاف در تفسیر
بخش دیگری از منازعه به برداشت دو جریان از پیام اخیر رهبر انقلاب بازمی‌گردد؛ پیامی که در آن تأکید شده بود: «اگر هنوز کسانی هستند که اندک امیدی به تغییر رفتار یا جابه‌جایی‌های حزبی و جناحی در نظام سلطه دارند و یا تصور می‌کنند با امتیاز دادن به آمریکا می‌توانند، او را از دشمنی با ملت ایران منصرف کنند، سخت در اشتباهند».
طیف نزدیک به جلیلی این بخش از پیام را تأییدی بر موضع خود در مخالفت با مذاکره و هرگونه امتیازدهی به آمریکا ارزیابی می‌کند. از نگاه این جریان تجربه‌های گذشته نشان داده که واشنگتن با دریافت امتیاز از سیاست‌های خصمانه خود دست نمی‌کشد و امید بستن به تغییر رفتار آمریکا خطاست.
در مقابل، حامیان قالیباف میان «امتیاز دادن» و «مذاکره از موضع قدرت» تفاوت قائل‌اند. محمدسعید احدیان در واکنش به این برداشت‌ها تأکید کرده که پیام رهبری متوجه کسانی است که تصور می‌کنند با امتیازدهی یا عادی‌سازی روابط می‌توانند، دشمنی آمریکا را پایان دهند؛ نه کسانی که با تکیه بر قدرت ایران و حفظ خطوط قرمز برای گرفتن امتیازهای واقعی وارد مذاکره می‌شوند. قالیباف نیز پیش‌تر بر بی‌اعتمادی به آمریکا تأکید کرده بود. او همچنین در مهرماه تأکید کرد، آمریکا تنها با اجرای شروط هفت‌گانه ایران می‌تواند اعتماد تهران را جلب کند.
یکی از محورهای مهم اختلاف، موضع جلیلی درباره تفاهم اسلام‌آباد بود. پس از مذاکرات درباره رأی اعضای شورای عالی امنیت ملی به این تفاهم، گمانه‌زنی‌هایی مطرح شد. در ابتدا برخی گزارش‌ها از موافقت اکثریت اعضا و مخالفت یک عضو حکایت داشتند اما نام فرد مخالف به‌صورت رسمی اعلام نشده بود. در ادامه، جلیلی در ویدئویی که از او منتشر شد شخصاً به این موضوع واکنش نشان داد و در پاسخ به پرسشی درباره رأی خود گفت: «من بارها رأی منفی خود را اعلام کردم». این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد، اختلاف درباره مذاکرات تنها به نقدهای رسانه‌ای و موضع‌گیری‌های سیاسی محدود نمانده و در تصمیم‌گیری درباره تفاهم نیز خود را نشان داده است.
اختلاف بر سر مذاکره یا شیوه استفاده از قدرت؟
در ادامه این مناقشه، اظهارات جلیلی درباره مذاکرات پیش از جنگ و ارتباط آن با حمله نظامی نیز واکنش مهدی محمدی، مشاور قالیباف، را به‌دنبال داشت. جلیلی گفته بود: «مذاکره کردند، بعد جنگ شد و بعد آقا شهید شدند؛ ما هم از اول گفته بودیم که در جنگ بعدی، رهبری شهید خواهند شد». محمدی در واکنش به این اظهارات، بدون نام بردن مستقیم از جلیلی، با تأکید بر اینکه مذاکرات در صورت انجام با مجوز و اطلاع رهبری وقت بوده است، نسبت به تلاش برخی افراد برای نسبت دادن مسئولیت درگیری‌های احتمالی به مذاکره‌کنندگان انتقاد کرد. او همچنین این احتمال را مطرح کرد که برخی با متهم کردن مذاکره‌کنندگان، می‌خواهند مسئولیت درگیری‌های احتمالی آینده را متوجه آنها کنند.
در مجموع اختلاف جلیلی و قالیباف را نمی‌توان صرفاً یک رقابت شخصی یا اختلاف‌نظر مقطعی دانست. مسئله اصلی، دو برداشت متفاوت از چگونگی استفاده از قدرت ملی در سیاست خارجی است. جریان نزدیک به جلیلی با تکیه بر تجربه‌های گذشته، مذاکره با آمریکا را مسیری پرخطر و کم‌ثمر می‌داند؛ در مقابل، حامیان قالیباف معتقدند رد مذاکره به‌عنوان یک ابزار به‌معنای کنار گذاشتن بخشی از ظرفیت‌های کشور است.
مقاومت فقط در میدان جنگ نیست
از همین منظر، دفاع قالیباف از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را باید در چارچوب تلاش برای استفاده از ظرفیت دیپلماسی در کنار قدرت نظامی ارزیابی کرد؛ رویکردی که به‌جای محدود کردن سیاست خارجی به مواضع اعلامی به‌دنبال تبدیل قدرت کشور به دستاوردهای ملموس اقتصادی و سیاسی است. قالیباف بارها بر این پیوند تأکید کرده و تصور تقابل میان میدان نظامی و دیپلماسی را اشتباه دانسته است. او صریحاً گفته است: «بدون دیپلماسی، زحمت عرصه میدان به ثمر نخواهد نشست» و مذاکره را «یک روش مبارزه و ادامه مبارزه» توصیف کرده است. رئیس مجلس همچنین با رد دوگانه جنگ یا مذاکره تأکید کرده است: «هم باید جنگید و هم مذاکره کرد». این مواضع نشان می‌دهد که از نگاه قالیباف، دیپلماسی نه جایگزین قدرت نظامی بلکه ابزاری برای تثبیت و به ثمر رساندن دستاوردهای آن است. مسئله اینجاست که مخالفت با امتیازدهی به آمریکا لزوماً به معنای مخالفت با هرگونه توافق و مذاکره نیست. مقاومت زمانی می‌تواند همه ظرفیت‌های خود را به کار بگیرد که میدان و دیپلماسی در امتداد یکدیگر عمل کنند نه اینکه یکی به بهانه دیگری از دستورکار خارج شود.
در نهایت، ماجرای حضور جلیلی در صداوسیما را باید فراتر از یک گفت‌وگوی تلویزیونی ارزیابی کرد. در میانه اختلاف بر سر تفاهم اسلام‌آباد و نقش قالیباف در مذاکرات، رسانه ملی فرصتی در اختیار یکی از اصلی‌ترین منتقدان این مسیر قرار داد تا مواضع خود را علیه توافق و تیم مذاکره‌کننده مطرح کند؛ بی‌آنکه در همین برنامه فرصتی برای پاسخ‌گویی طرف دیگر فراهم شود. پرسش اینجاست که پیمان جبلی با چه معیاری تریبون رسانه‌ای را در اختیار یک سوی این اختلاف قرار می‌دهد و سهم دیدگاه‌های دیگر از رسانه‌ای که باید ملی باشد، کجاست؟


نظرات شما